اگر ترامپ برجام را تائید نکند…

 

رادیو فردا :  مدت کوتاهی به روز بیستم مهرماه (۱۲ اکتبر) باقیمانده که قرار است دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نظر نهایی دولت خود را درمورد پایبندی ایران به توافق اتمی (برجام) اعلام کند. برای این کار ارائه گزارش‌های ۹۰ روزه امری داخلی و وظیفه رئیس جمهور آمریکا در برابر گنگره است، اما در عین حال یک بُعد جهانی هم وجود دارد چرا که نمایندگان کشورهای ۵+۱ این توافق را امضا و شورای امنیت سازمان ملل آن را تصویب کرده است. بنا بر این چین و روسیه که دارای حق «وتو» در شورای امنیت هستند در کنار آمریکا و اروپا دراین توافق دخالت و منفعت دارند. دونالد ترامپ از دوسال پیش در مورد برجام موضعگیری مخالف داشت و درخلال کمپین انتخاباتی وعده بطلان آن را داد، اما از ژانویه ۲۰۱۷ تا کنون دوبار در گزارش ۹۰ روزه به کنگره پایبندی ایران را تایید کرد. اکنون مهلت گزارش سوم فرا می‌رسد و ترامپ می‌خواهد یکی دیگر از وعده‌های انتخاباتی خود را عملی کند.

آخرین اقدام دونالد ترامپ در مورد ارائه برنامه بیمه بهداشت و درمان عمومی بجای برنامه بیمه موسوم به «اوباما کـِر» موفقیتی نداشته و هنوز عملی نشده است. وقتی به مخالفت ترامپ با «برجام» در کنار سایر برنامه‌هایی که دولت وی به حالت تعلیق درآورده به صورت یک مجموعه بنگریم می‌توان در آن طرح «اوباما زدایی» را به وضوح مشاهده کرد. گرچه عامل غافلگیری را نباید نادیده گرفت، ولی اگر تصمیم به لغو برجام هم بخشی از یک طرح کلی «اوباما زدایی» باشد احتمال وقوع آن بر اثر پافشاری ترامپ بیشتر می‌شود.

از آنجایی که توصیه‌های تیم مشاوررئیس جمهوری برای اثبات عدم پایبندی ایران نسبت به تعهدات ناشی از توافق اتمی تا بحال به صورت رسمی، مستدل، و مستند، منتشر نشده و شخص رئیس جمهور فقط چند بار اشاره کرده است که «حالا خواهید دید» و «تصمیم گرفته ام»، و… لذا بازار گمانه‌زنی‌ها داغ و به همان نسبت، واکنش‌های مخالف و موافق نیز فراوان است. با این مقدمه، در اینجا و به موازات ارائه واقعیات‌ها به بررسی برخی سناریوهای احتمالی پرداخته شده و یاد آور می‌شود که تا لحظه نگارش این مطلب قطعیتی در مورد تصمیم پرزیدنت ترامپ وجود ندارد:

ترامپ چه خواهد کرد؟

به احتمال زیاد گزارش ترامپ به کنگره، بدون اعلام خارج شدن آمریکا از برجام، به شرح مجموعه‌ای ازفعالیت‌های ایران خواهد پرداخت که با نام سیاست‌های مخل ثبات منطقه شناخته می‌شوند. بر اساس این گزارش ترامپ خواهان برقراری شدید ترین تحریم‌های اقتصادی علیه ایران خواهد شد که تحریم سپاه پاسداران برجسته ترین بخش آن خواهد بود. وی عدم پایبندی ایران به «روح» برجام را به استناد لیستی از اتهامات غیر اتمی، در کنار تعبیرهایی از متن برجام به عنوان تخلفات بالقوه و آتی، و همچنین اقداماتی مانند توسعه و آزمایش موشک‌های بالیستیک، حملات سایبری، و تخلفات حقوق بشری توجیه خواهد کرد. مساله اصلی این است که برخی از قدرت‌های بزرگ، حتی آنهایی که از برجام دفاع می‌کنند، نه تنها در مورد این اتهامات از ایران دفاعی نخواهند کرد، بلکه خواهان افزایش فشارها به ایران خواهند بود. محور این اتهامات تولیدات موشک بالیستیک و تهدیدات نظامی در کنار «حمایت از تروریسم» است.

استدلال ترامپ این است که اگر برجام قراردادی بود که به خوبی نوشته و مذاکره می‌شد، ایران چنین اقداماتی را انجام نمی داد. از طرف دیگر منتقدین برجام می‌گویند که بر اساس متن توافق، ایران پس از طی یک دوره هفت تا ده سال قادر خواهد بود بار دیگر به نقطه شروع برگشته و با برخورداری از تکنولوژی‌های پیشرفته‌تر به تولید مواد قابل استفاده در بمب اتمی بپردازد. بنا بر این برجام توافق خوبی نیست و باید برای تعیین محدودیت‌های دراز مدت مورد بحث و مذاکره مجدد قرار گیرد.

ولی به احتمال زیاد پرزیدنت ترامپ برجام را باطل اعلام نمی‌کند چرا که در آن صورت اهرم فشار کمتری در اختیار خواهد داشت و راه ایران را برای بازگشت به نقطه شروع کوتاه تر خواهد کرد. حتی اگر ترامپ از کنگره بخواهد که نسبت به باقی ماندن آمریکا در این توافق چند ملیتی قانونگذاری کند، اینکار عملاً به معنی تصویب و یا عدم تصویب برجام توسط کنگره آن هم دو سال و نیم پس از پذیرش آن توسط دولت اوباما خواهد بود. احتمالاً ترامپ ترجیح می‌دهد برجام به حالت تعلیق باقی بماند تا استفاده از اهرم‌های فشار فعلاً محفوظ باشد.

اما اگر دولت ترامپ در گزارش خود پایبندی ایران را نسبت به برجام تایید نکند، آنوقت کنگره ۶۰ روز فرصت خواهد داشت تحریم‌هایی را که فعلاً به حالت تعلیق درآمده‌اند مجدداً برقرار کند. با برقراری تحریم‌ها قضیه به یک بحران اقتصادی جهانی تبدیل و بر بسیاری از صنایع و بانک‌های دنیا تاثیر منفی خواهد گذاشت.

مخالفت‌ها

شهادت‌های ژنرال دانفورد مشاور ارشد امنیتی کاخ سفید و ژنرال متیس، وزیر دفاع ایالات متحده به کنگره صراحتاً تعهدات ایران نسبت به برجام را از آنچه که فعالیت‌های مخل ثُبات و امنیت منطقه نامیده می‌شود از هم مجزا می‌دانند و مانند شخص تیلرسون وزیر امور خارجه پایبندی ایران را، در مفهوم محدوده اتمی، رد نمی‌کنند. علاوه برآن ژنرال متیس و ژنرال دانفورد خواستار همراهی دولت ترامپ با برجام هستند و آنرا در چارچوب منافع و امنیت ملی آمریکا می‌دانند. اما پرزیدنت ترامپ نشان داده است که می‌تواند بدون توجه به مشاوران راساً سیاستگذاری کند و قانون اساسی نیز در بسیاری از موارد چنین اجازه‌ای را به او می‌دهد.

امکان قانونگذاری

البته فضای سیاسی آمریکا تنها از نظریات این دو ژنرال یا وزیر امور خارجه تاثیر نمی‌پذیرد. بسیاری از سناتور‌ها و نمایندگان کنگره آمریکا، ایران را خطری برای منطقه، و متحدین آمریکا در خاورمیانه می‌دانند و بار سیاسی این نگرش است که می‌تواند بر قانونگذاران کنگره تاثیر و نهایتاً نظر رئیس جمهور را به قانون تبدیل کند.

هرچند برخلاف مورد «اوباما کر»، قانون گذاران در خطر از دست دادن حمایت رای‌دهندگان قرار ندارند و مخالفان ایران فراوان هستند؛ اما عوامل مثبت و منفی بین‌المللی نیز متعددند. نتیجه اینکه امکان رسیدن به اجماع برای لغو برجام مشکل تر به نظر می‌رسد. برخی از این عوامل عبارتند از:

اروپا – چند کشور عضو اتحادیه اروپا کمک کردند تا متن برجام نوشته شد و ایران آنرا امضا کرد. به دنبال آن بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا علیرغم موضعگیری غیر حمایتی آمریکا، وارد قراردادهای تجاری مهمی با ایران شدند. درست است که سهم تجارت اروپا با ایران در مقایسه با تجارت اروپا با آمریکا ناچیز است ولی متقابلاً آمریکا نیز به تجارت با اروپا وابسته است و نمی‌تواند همچون دوران قبل از برجام تحریم‌ها علیه ایران را به سادگی بر شرکای اروپایی خود تحمیل کند بدون اینکه تاثیر آنرا بر روابط تجاری خود با اروپا محاسبه کرده باشد. قبل از برجام تحریم‌ها به تدریج اعمال شد ولی اکنون می‌تواند به سرعت بر گرددو به همین دلیل به نظام اقتصادی اروپا لطمه می‌زند و به طور همزمان اقتصاد در حال شکل‌گیری ایران را نابود می‌کند.

ارین کانینگهام در مقاله خود در واشنگتن پست می‌گوید «از هم اکنون مقامات سیاسی – دیپلماتیک اروپایی به همراه مدیران اجرایی و تجاری ضد حمله خود را در مقابل سیاست دولت ترامپ ساماندهی کرده و از کنگره آمریکا می‌خواهند که فشار دولت ترامپ را به عقب رانده مانع از هم پاشیدن معامله هسته ای شود.» هلگا اشمیت دبیر کل دستگاه سیاست خارجی اروپا معتقد است «معامله اتمی موثر بوده و دارد کار می‌کند، دنیا بدون این توافق امنیت کمتری خواهد داشت».

دیپلمات‌های اروپایی و رهبران تجاری این قاره امیدوارند فرصت ۶۰ روزه کنگره آمریکا برای آنان یک «منطقه حائل» فراهم کند تا بتوانند کنگره را برای نجات این توافقنامه متقاعد کنند. یکی از مدیران ارشد اجرایی یک موسسه چند ملیتی مقیم اروپا معتقد است جایگزینی برای این توافق وجود ندارد و «این یک توهم است که فکرکنید می‌توان [پرونده توافق را] دوباره باز کرد و دوباره مذاکره کرد».

اگر واشینگتن بخواهد تصمیم خود را برای مذاکره مجدد یا خاتمه دادن به معامله اتمی اجرایی کند عملاً راه تبادلات تجاری سایر ملل را با آمریکا مسدود خواهد کرد، اما گر حلقه فشار‌ها را بر ایران تنگ و تنگ‌تر کند ممکن است بتواند موثرتر باشد.

اوضاع داخلی ایران – اگر اقدامات ترامپ موجب بطلان توافق اتمی با ایران شود بحران ناشی از این تصمیم در اروپا قابل مدیریت نباشد، بحران عظیم‌تری اوضاع داخلی ایران را با اغتشاش و بی ثباتی مواجه خواهد کرد. نظام از درون به دو دسته مخالف و موافق با مذاکره با آمریکا تقسیم می‌شود. مخالفان، موافقان را «جیره‌خوار» آمریکا معرفی می‌کنند و موافقان، مخالفان را «انحصار طلب» و «دشمن» مردم خواهند نامید. طبیعتاً بر رسی جامعه شناختی چنین شرایطی از حد و حوصله این مقاله خارج است.

نگاه اسرائیل – نگاه اسرائیل به ایران همیشه از زاویه امنیت و بقای کشور اسرائیل بوده است. زاویه‌ای که به دفعات مورد تهاجم کلامی ایران واقع شده به نحوی که علیرغم فقدان دشمنی بین مردم دو کشور، رهبران در دو سوی مرزها با نگاه خصومت و دشمنی به یکدیگر نگاه کرده‌اند. ایران از مخالفین مسلح اسرائیل به هر طریقی که ممکن باشد حمایت می‌کند؛ اسرائیل دستاوردهای تکنولوژیک ایران -به ویژه در حوزه اتمی – را تحولی ماهیتاً ضد اسرائیلی می‌داند. با این نگرش، اسرائیل، از توان تاثیر گذاری بر هر دولتی که بتواند استفاده می‌کند. اسرائیل به دفعات از روسیه و کشورهای اروپایی و همچنین آمریکا خواسته است که قدرت ایران را مهار کنند. بسیاری از اروپائیان در این جهت اقدام کرده اند و آمریکا که اسرائیل را شریک استراتژیک خود در خاورمیانه می‌داند نیز همیشه در سیاستگذاری‌هایش برای امنیت اسرائیل اولویت قایل است.

موشک‌های بالیستیک – یک از مهمترین انگیزه‌ها و علل وضع موجود، آزمایش‌های موشک بالیستیک توسط ایران است که گهگاه با شعار (از جمله شعار نابودی اسرائیل) همراه بوده و از منظر بسیاری از ناظران از جمله شرکای اروپایی و دوستان آمریکا تهدیدی برای امنیت جهانی تلقی می‌شود. تاثیر تجربه کره شمالی به این تصور دامن می‌زند که این موشک‌ها نهایتاً برای حمل کلاهک‌های اتمی مورد استفاده قرار خواهد گرفت و به همین دلیل با قطعنامه ۲۲۳۱ سازمان ملل مغایر است و برخلاف متن و روح برجام است.

واکنش‌های خصمانه ایران – در چند روز اخیر استراتژی جدیدی در آمریکا قوت گرفت که رویکرد مشخصی را در قبال سپاه پاسداران و احتمال طبقه‌بندی آن در رده گروه‌های تروریستی محتمل می‌داند. بر اساس این رویکرد ممکن است همه فعالیت‌های سپاه مورد تحریم کامل قرارگیرد. تا به‌حال عناصر مشخصی از سپاه مورد تحریم بودند ولی کلیت آن که فعالیت‌های بسیار گسترده نظامی، اقتصادی–تجاری، و حتی سیاسی دارد هدف تحریم قرار نگرفته بود.

مشخص شدن ابعاد این رویکرد جدید آمریکا واکنش‌هایی را در سطح فرماندهان سپاه و وزارت امور خارجه ایران موجب شد. محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه تهدید کرد در چنین شرایطی کلیه پایگاههای آمریکا در منطقه هدف موشک‌های ایران خواهند بود. محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران نیز آمریکا را تهدید به اقدامات متقابل کرده و اظهار داشته آمریکا با چنین اقداماتی خود را در میان مردم ایران «منفورتر» و «منزوی‌تر» خواهد کرد. سایر منابع نیز مدعی «پاسخ سخت، قاطع، و کوبنده» ایران شده‌اند.

می‌توان این واکنش‌ها را سراشیب اصطکاک نظامی دانست. در هر دو طرف امکان توسل به زور برای حل و فصل مشکل سیاسی وجود دارد و محاسبه می‌شود، ولی بخشی از این توانایی در هر دو سو جنبه تبلیغاتی دارد. امکان اینکه یک اصطکاک کوچک در منطقه به سرعت به «تصاعد» رسیده و آتش جنگی را بیافروزد بسیار بالا است. جنگی که بازنده و برنده آن در کوتاه مدت معلوم نیست. نباید فراموش کرد که قدرت‌های بزرگ برای حفظ برتری و پرستیژ خود نیز ممکن است دست به جنگ بزنند.

انتخاب‌های ایران

مقامات ایران از جمله شخص وزیر خارجه به «انتخاب‌های متعدد» هسته ای ایران اشاره داشته‌اند؛

– یکی از این انتخاب‌ها استفاده از اهرم فشار اروپا در برابر آمریکا است که هم اکنون نیز به طرق مختلف فعال است.

– اهرم دیگر استفاده از سیستم داخل برجام و کمیسیون رسیدگی به مسایل مربوط به آن است که سطوح مختلف کارشناسی فنی تا مذاکرات دیپلماتیک را شامل می‌شود. امکان استفاده از سیستم‌ها و مکانیسم‌های پیش‌بینی‌شده در چارچوب آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای و خود سازمان ملل نیز وجود دارد و تاکنون با جلب حمایت‌های آژانس به بهترین نحوی مورد استفاده قرار گرفته است.

– حمایت سازمان ملل موردی و در محدوده برجام به عنوان یک پیمان منع گسترش بوده و گرنه این سازمان در زمینه حقوق بشر، فعالیت‌های موشکی، اقدامات ضد ثبات و حمایت از برخی گروه‌ها از ایران حمایت بی قید و شرط نمی‌کند.

– روسیه نیز تحت شرایطی می‌توانست برای ایران و به‌جای ایران با آمریکا طرف معامله شود و برای حفظ معامله اتمی از کیسه‌های دیگری مانند سوریه و جنگ با داعش هزینه کند. اما روابط روسیه و آمریکا به شدت آسیب‌پذیر و تحت ذره‌بین مخالفین دونالد ترامپ قرار دارد و در حال حاضر حداکثر کاری که روسیه ممکن است انجام بدهد محافظت از رابطه خود با آمریکا و جلوگیری از لطمات بیشتر به آن رابطه است.

– منافع چین در ایران از جنبه اقتصادی و با اجرای برجام تا حد قابل ملاحظه‌ای توسعه یافته است ولی بین چین و آمریکا بر سر نحوه رویارویی با کره شمالی تفاهم مشخصی وجود ندارد. به همین لحاظ تنها نقشی که چین برای نجات معامله اتمی ایران می‌تواند انجام بدهد خنثی کردن اقدامات حاد در شورای امنیت است.

در حقیقت چین و روسیه در صورت بروز یک بحران شدید، به صورت بالقوه طرف ایران را در شورای امنیت خواهند گرفت ولی آرای آنان قابل پیش‌بینی نیست و ممکن است بسته به مورد، بین رای ممتنع تا منفی نوسان داشته باشد.

احتمال توسل به عمان

نکته‌ای که تحت هیچ شرایطی نباید کاملاً نادیده گرفته شود امکان حرکت دیپلماتیک آرام و پشت پرده ایران برای حفظ توافق اتمی است. همین چند روز پیش بود که دیپلمات‌های غربی مقیم تهران ( که طبعاً آمریکایی نیستند) گفته اند که بین مقامات اروپایی و ایرانی مذاکراتی در مورد برنامه موشک‌های بالیستیک ایران و حمایت ایران از گروههای نیابتی در حال جنگ در سوریه و عراق آغاز شده است. اگرچه وزارت خارجه ایران بلافاصله این خبر را تکذیب کرد ولی متعاقب آن سفر ظریف وزیر امور خارجه ایران به مسقط پایتخت عمان را نمی توان از این شایعه که ممکن است هیات ایرانی در حاشیه اجلاس سازمان ملل چراغ سبزی را به آمریکا نشان داده باشد بی ارتباط دانست. اصل توافق اتمی نیز توسط عمان میانجیگری شده بود.

باز گشت به مرحله پیش از برجام

در گذشته مقامات ایرانی از رئیس جمهور گرفته تا رئیس سازمان انرژی هسته‌ای و فرماندهان سپاه بازگشت به مراحل پیش از برجام را منتفی ندانسته و از آن به صورت تهدید و اهرم فشار استفاده کرده اند. حتی شخص رئیس جمهور مدعی شد که کشور می‌تواند «در مقیاس ساعت و روز» به مرحله اتمی شدن برگردد. اکنون مشخص است که چنین تهدیدهایی در شکل‌گیری استراتژی‌های ضد ایران بیشتر موثر هستند. بعید است که مثلا آمریکا از خوف اینکه این ادعا واقعیت داشته باشد بخواهد پایبندی ایران را به برجام تائید کند. بر عکس از چنین اظهاراتی برای اثبات نیات ایران و یا در جهت اثبات این ادعا که ایران هنوز یک برنامه اتمی مخفی دارد، می‌توان استفاده کرد.

گرچه برهم زدن برجام خواست و تمایل رئیس جمهور فعلی آمریکا است ولی شرط لازم و کافی برای ابطال این توافق میل به ابطال آن نیست و چنین اقدامی باید با شواهد و قراینی همراه باشد که کمیسیون بررسی، شوراهای بوروکراتیک برجام و سپس سازمان ملل را نیز متقاعد کند. خروج یک جانبه آمریکا از برجام ممکن است از نظر فنی مقدور باشد ولی هیچ چیزی را حل نمی‌کند و قطعاً آمریکا نمی‌خواهد به ایران راهکار بازگشت به توسعه اتمی را هدیه بدهد.

ابطال توافق هسته ای با ایران مساله ای بین المللی است و رای مخالف یا موافق کنگره برای آن رای ساده ای نخواهد بود. در سال ۲۰۱۵ پرزیدنت اوباما افکار عمومی را قانع کرد که با امضای توافق اتمی نه تنها منافع و امنیت ملی آمریکا تامین می‌شود، بلکه با مسدود شدن برنامه هسته‌ای ایران، صلح جهانی نیز تامین می‌شود.

اکنون پرزیدنت ترامپ باید خلاف آن منطق را اثبات کند و همه شواهد اشاره بر این واقعیت دارند که دونالد ترامپ قصد استفاده از معادلات ساده برای حل این مشکل را ندارد و نمی‌خواهد ادعا کند که برجام نقشی در تامین صلح جهانی ندارد و یا اینکه وجود آن مخل منافع و امنیت ملی آمریکا است. از سوی دیگر می‌بینیم که جنگ و تهدید نظامی نتوانسته است جلوی گسترش اتمی کره شمالی را بگیرد. بین این دو رهیافت خط باریکی وجود دارد که باید امیدوار باشیم ایران و آمریکا، هردو، پس از قریب ۴۰ سال چالش و جنگ سرد، به آزمون آن بپردازند.

Share