پرونده موشکی ایران مثل صدام حسین می شود

 

ایران وایر :  در ایران، هیچ کس از یاد نبرده که صدام حسین در به روز رسانی قدرت نظامی همه جانبه خود، توسعه و تقویت دو پروژه موشکی و هسته ای خود را به موازات یک دیگر آغاز کرده بود. پروژه هسته ای صدام در نیروگاه اوسیراک توسط اسرائیل در سال ۱۹۸۱ منهدم شد، اما توان موشکی صدام تا اواخر عمر این رژیم همچنان پر قدرت ادامه یافت.

او با داشتن موشک های دورزَن خود و تقویت بُرد آن ها، از ایلام و کرمانشاه گرفته تا تبریزو اصفهان و تهران را هدف موشک های خود قرار داد. در این دور از جنگ هشت ساله که “جنگ شهرها” نام گرفت، ۱۳۵ موشک شهرهای مختلف ایران را هدف قرار دادند. این حملات منجر به جان باختن بیش از ۲ هزار تن از شهروندان ایرانی و تخلیه یک چهارم جمعیت پایتخت شد.

سرنوشت توان موشکی صدام مانند توان هسته ای او بر کسی پوشیده نیست. او پس از اشغال کویت هنگامی که در جنگ اول خلیج فارس (توفان صحرا) در ژانویه ۱۹۹۱ مورد حمله ائتلاف به رهبری امریکا قرار گرفت، اسرائیل و عربستان (دو همپیمان امریکا) را به ترتیب با ۳۳ و ۳۸ فروند موشک هدف قرار داد. به ویژه هدف صدام از حمله موشکی به عربستان هدف قرار دادن پایگاه های نظامی امریکا در این کشور بود.

در عملیات توفان صحرا بخش بزرگی از توان موشک های بالستیک عراق متوقف شد. بخش های باقی مانده نیز بر اساس قطعنامه ۶۸۷ شورای امنیت به دست خود صدام منهدم شد. آن قطعنامه به کمیسیون ویژه ای ماموریت داد که بر انهدام همه موشک های بالستیک عراق نظارت کند. به این ترتیب، در اقدامی خفت بار، تلویزیون عراق موظف شده بود که مراحل انهدام موشک های این کشور را رسما مخابره و به اطلاع جهانیان برساند. سرنوشت صدام پس از انهدام توان موشکی اش بر همه روشن است.

سوء ظن به پروژه موشکی و هسته ای ایران نیز مانند پاکستان، هند، عراق و کره شمالی همواره وجود داشته است. فتوای تحریم ساخت سلاح اتمی توسط آیت الله خامنه ای هرگز از اوج بدبینی کشورهای دیگر کم نکرد تا اینکه در پی یک بحران ۱۲ ساله، ایران در تیر ۱۳۹۴ بنا به آنچه توافق هسته ای (برجام) نام گرفت با محدودسازی این توان خود موافقت کرد.

هنوز مرکب برجام بر کاغذ خشک نشده بود که در ۱۸ اسفند همان سال( تنها ۸ ماهه پس از برجام)، سپاه پاسداران در یک رزمایش موشکی، موشک‌‌های بالستیکی نقطه‎زن خود را با بُرد ۲۰۰۰ کیلومتر به نمایش گذاشت با این تفاوت که این بار به زبان عبری بر روی بدنه موشک شعار “اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود” نوشته بود. به این ترتیب، هنوز ایران از زیر بحران ۱۲ ساله هسته ای قد راست نکرده بود که این بار وارد بحران جدیدی شد: بحران موشکی.

سال ۱۳۹۵ چهار کشور آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان در نامه‌ای به سازمان ملل، آزمایش‌‌های موشکی ایران را نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت اعلام کردند.

این مقدار رفتار نسنجیده سپاه برای برانگیختن حساسیت این ۴ قدرت بزرگ کم نبود که نُه ماه بعد در آذر ۹۵ شلیک موشکی از سوی حوثی ها به خاک عربستان موج تبلیغاتی بزرگی را از سوی ریاض دامن زد. عربستان مدعی شد که آن موشک به منظور هدف قرر دادن مکه (زادگاه اسلام) پرتاب شده بود. حوثی ها با پذیرش مسئولیت پرتاب موشک گفتند هدف فرودگاه جده بود. مکه، در ۶۶ کیلومتری جده قرار دارد.

با چنین ادعای از سوی ریاض، عربستان موج تبلیغاتی بزرگی را علیه حوثی ها و حامی اصلی آنان یعنی جمهوری اسلامی به راه انداخت تا آنجا که محکومیت این اقدام را از سوی سازمان همکاری اسلامی گرفت. سازمان همکاری اسلامی ادعای عربستان را مبنی بر اینکه هدف موشک سرنگون شده مکه بود، تایید کرد و خواستار رسیدگی به این موضوع در شورای امنیت سازمان ملل شد.

عربستان با ادعای اینکه حوثی ها مکه را هدف قرار داده اند مسلمانی حوثی ها و ثانیا مسلمانی حامی اصلی آنان یعنی جمهوری اسلامی را زیر سوال برد. وزیر خارجه امارات تنها یک روز پس از سرنگون شدن موشک حوثی ها، تهران را مورد انتقاد قرار داد و گفت: ” رژیم ایران که مدعی اسلام است به گروهی (حوثی‌ها) موشک بالستیک می دهد تا با آن موشک‌ها مکه را هدف قرار دهند.”

اما این تمام ماجرا نبود. اقدام اخیر حوثی ها برای هدف قرار دادن ریاض با یک فروند موشک بالستیک موج جدیدی از فشار تبلیغاتی را علیه برنامه موشکی ایران به راه انداخته است. عربستان مدعی است ایران توان موشکی خود را در اختیار حوثی ها قرار داده است. فرانسه و امریکا نیز تأیید کرده اند موشک پرتاپ شده به ریاض از نوع موشک های ایرانی است که در اختیار حوثی قرار گرفته است. به این ترتیب، عربستان مدعی است ایران عملا وارد فاز “جنگ شهرها” شده است همانطور که پیشتر صدام این فاز از جنگ را علیه ایران کلید زده بود.

در این فضای ملتهب، تیتر بزرگ کیهان شریعتمدار(نماینده رهبر در این روزنامه) مبنی بر اینکه “هدف بعدی موشک های حوثی ها دبی” است نیز مزید بر علت شد تا همه شواهد برای بحران موشکی که سپاه آغاز کرد و حوثی ها بهانه دادند و روزنامه کیهان آن را مدلل ساخت، حاصل آید.

در این میان نباید توان موشکی حزب الله و حماس را که در دوره های متعدد علیه اسرائیل به کار گرفته شدند، از یاد برد. به تصریح ایران این موشک ها از سوی تهران در اختیار این سازمان ها قرار گرفته اند که از نگاه کشورهای غربی در ردیف سازمان های تروریستی قلمداد می شوند. بی دلیل نیست که رییس جمهور فرانسه برنامه موشکی ایران را “تهدیدی برای کل منطقه” توصیف کرده و رییس جمهور امریکا موشک پرانی حوثی ها به ریاض را تقیبح کرده است. فرانسه همچنین خواستار آن شده که درباره توان موشکی با تهران وارد مذاکره شود. این درخواست با واکنش قاطع منفی در تهران روبرو شده است. اما این ادعا که توان موشکی ایران “حق مسلم” و غیر قابل مذاکره است، همان مقدار گزاف است که گزاره “انرژی هسته ای حق مسلم ماست” گزاف بود.

به این ترتیب، در صورت بالا گرفتن جنگ شهرها بین حوثی ها و عربستان، به نظر می رسد جمهوری اسلامی تدریجا در مسیری قرار خواهد گرفت که پیشتر صدام حسین قرار گرفته بود. کار او به جایی رسید که در اجرای قطعنامه ۶۸۷ شورای امنیت ناگزیر شد موشک های بالستیکی خود را منهدم و گزارش آن را اطلاع رسانی کند.

Share