دیپورت خانم ۶۴ ساله ایرانی با کیس مسیحیت

 

طی روزهای گذشته یک خانم ۶۴ ساله ایرانی در حالی که کیس پناهندگی ایشان رد شده بود جهت بازگرداندن به ایران به زندان پناهجویان اخراجی «زیست» منتقل شد.

به گزارش «محبت نیوز» به نوشته تارنمای پناهندگی ، علیرغم کمک و فعالیت بسیاری بویژه کلیسای اوترخت در هلند درحمایت از وی و دادن مدارک لازم به وکیلش، گقته می شود روز شنبه بیست و هفتم ژانویه تقاضای پناهندگی جدید این خانم ایرانی را اداره تابعیت و مهاجرت هلند در عرض چند دقیقه رد کرده و روز ۲۸ ژانویه قرار شد او را به اجبار به ایران برگردانند!

در شرایطی مانند امروز که وضعیت ایران برای تمامی جهانیان روشن است و کوچکترین نیازی به توضیح ابعاد گسترده نقض حقوق بشر در ایران نیست، ماشین اخراج دولت هلند بدون تردید و بشدت مشغول اخراج پناهجویانی است که تقاضای پناهندگی آنان رد و پرونده شان بسته شده است.

آیا اینگونه واقعیات هنوز می تواند پناهجویان را از خواب غفلت و رویاهای زیبا و بی بنیاد بیدار کند؟

سایت پناهندگی می نویسد در همین ارتباط با وکیل این خانم ۶۴ ساله ایرانی گفتگویی شده است. وکیلش یک خانم هلندی است . وی که مشغول نوشتن تقاضای جدید پناهندگی برای موکلش بود… گفت:” هر کاری از دستم برآید خواهم کرد و اگر تقاضای پناهندگی را رد کردند درجا تقاضای «فو فو» خواهم کرد. نوعی تقاضا برای متوقف کردن موقتی اخراج تا روشن شدن نتیجه شکایات وکیل برمبانی مختلف…” اگر با این درخواست موافقت شود وکیل حداکثر برای چند ماه فرصت دارد که با ارائه مدارک جدید از موکلش بهتر دفاع کند. گفتم اخیرا به اینگونه تقاضاها اداره تابعیت و مهاجرت فورن جواب منفی میدهد و میگویند ما او را به کشورش پس می فرستیم اگر قاضی جواب مثبت داد برمی گردانیم! به زبان دیگر آنها پیشاپیش می دانند که قاضی جواب مثبت نخواهد داد! می گفت چاره چیست؟ هر کاری از دستم برآید می کنم. شاید موفق شدیم…پرسیدم اینکه معاون وزیر دادگستری که صحبتهایش در روزنامه منتشر شده و مدعی است که به ایرانیان مسیحی و همجنس گرا و … فورا جواب خواهند داد، آیا قاضی ها از سیاستهای وزارت دادگستری خبر ندارند یا اینکه اینگونه تبلیغات زیبا تنها برای ارائه تصویری انسانی از دولت هلند در مجامع بین المللی است و ربطی به سیاست داخلی ندارد؟

او هم بدرستی می گفت که در عمل ما با وضعیتی روبرو هستیم که خیلی از پرونده های پناهجویان ایرانی و افغان جواب منفی گرفته و بزور اخراج می کنند!

 

من خودم در سازمان پناهندگی پرایم با مراجعه صدها پناهجوی مسیحی روبرو هستم که پرونده پناهندگی شان بسته شده و در خیابانها به زندگی غیرقانونی روی آورده اند!

این سایت در ادامه می نویسد؛ اخیرن یکی از وکلای خوب بدفترکارم در سازمان پرایم آمده بود، به یکی از پناهجویانی که برای مشاوره به دفترما مراجعه کرده بود گفتم او وکیل متخصص پناهندگی است بهتر است سئوالات خود را با او مطرح کنی. این وکیل بعد از شنیدن سئوالات پناهنده ایرانی با تعجب گفت خیلی وقت است که با کیس های سیاسی پناهندگی روبرو نشده بودم. همه ایرانی ها یا کیس مسیحی می دهند یا کیس همجنس گرایی!…

فاجعه آنجاست که :

یک: پناهجویان هنوز بیدار نشده اند و در دریایی از شایعات مبتذل بخواب زیبا رفته اند! از سیاستهای واقعی خبر ندارند. یک نفر که جواب می گیرد می گویند به همه ایرانی ها یا افغانها جواب می دهند!

دو: تعداد قابل توجهی از پناهجویان ایرانی و افغان در زندانهای اخراج بسر می برند و بطور مرتب از زندانهای مختلف با من تماس میگیرند. برخی حتی اقدام به خودکشی کرده اند تا پروسه اخراج خود را متوقف کنند! برخی مشکلات روحی و روانی پیدا کرده اند. ولی سیاستهای اخراج بی رحمانه دولت هلند به کار خود ادامه میدهد.

سه: در روز نهم دسامبر تظاهراتی برای اعتراض به اخراج اجباری پناهجویان ایرانی و افغان سازماندهی کردیم تا از اخراج اجباری آنها جلوگیری کنیم. علیرغم همه تلاشهای ما از این دو ملیتی که زیر تیغ اخراج قرار دارند ۸۰ نفر برای تظاهرات آمدند!

تظاهرات برای متوقف کردن اخراج اجباری پناهجویان در ماه مارس

همانطوریکه در آن تظاهرات اعلام شد امسال سه بار می خواهیم برای متوقف کردن اخراج اجباری پناهجویان ایرانی و افغان تظاهرات برقرار کنیم. میزان موفقیت ما در درجه اول به اتحاد و بیداری پناهجویان بستگی دارد! ما تظاهرات بعدی را در ماه مارس سازماندهی خواهیم کرد. اگر پناهجویان فعال در کمپها خودشان را سازماندهی کنند و با ما در تماس باشند ما سعی می کنیم کارهایی را که از دست آنها بر نمی آید انجام دهیم تا تظاهرات خوبی سازماندهی کنیم. اگر کسانیکه تیغ اخراج بالای سرشان در نوسان است ولی هنوز بیدار نمی شوند و به شایعات مبتذل بیشتر از حرفها مستند و تخصصی ما باور دارند، در نهایت تاسف ما نیز چاره ای نداریم جز اینکه سازماندهی اینگونه تظاهرات را متوقف کنیم تا وقتی که صاحب مسئله خودش بیدار شود و به میدان بیاید!

فردگرایی بی پایان!

فرهنگ نئولیبرالی در جوامع فاسد ایرانی و افغانستان بقدری رشد کرده است که همه حاضرند برای نجات فردی خود همه چیز را زیر پا بگذارند! اغلب قربانیان نظامهای دیکتاتوری درک نمی کنند که منافع آنها بطور فردی قابل نجات نیست! باید با همدیگر متحد شوند تا صدای خود را بگوش آنهایی که باید بشنوند برسانند!

بدون اتحاد و مبارزه برای احقاق حقوق انسانی پناهجویان و اصلاح سیاسیتهای بیگانه ستیز دولتهای اروپایی امکان اینکه شما ها جواب بگیرید بسیار کم است!

تملق و التماس و داستانهای رقت انگیز نه در کشورهای دیکتاتوری و نه در اروپا موجب تغییر سیستم نخواهد شد! تنها آگاهی، اتحاد و مبارزه هشیارانه و مسئولانه شما در همگامی و همبستگی با احزاب و نیروهای مترقی اروپایی می تواند روزنه ای بسوی آینده ای انسانی را باز کند!

Share