پرونده قتل مریم فرجی؛ دو ماه بعد

 

ایران وایر : دو ماه از قتل «مریم فرجی» گذشت و ماجرای این دختر جوان که قربانی استقلال و انتخابش شد، مثل هزاران خبر ناگوار هر روزه، فراموش شده است.

قصه مرگ مریم برای خانواده‌اش اما هنوز تازه‌ است. «لیلا»، خواهرش می گوید:«صدای پای آرام او را هنوز هم می شنوم. حس می کنم کنار ما نفس می کشد، می خندد و زندگی می کند. ما نمی توانیم نبودنش را باور کنیم. او یک دختر آرام و بی تفاوت نبود. او فعال مایشاء و منشا اثر بود؛ پر از شور و حرارت و امید به فردا. بعدازظهرها که از سر کار برمی گشت، انگار ۱۰۰ نفر با هم وارد فضای خانه می شدند. او تا دم مرگ متوقف نشد و به همه کمک می کرد.»

نام «مریم فرجی» نخستین بار در دی ماه سال گذشته به عنوان فعال مدنی بازداشت شده در اعتراضات مردمی بر سر زبان ها افتاد. او دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بین الملل بود که به اتهام های «اجتماع و تبانی» و «شرکت در تجمعات اعتراضی» توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان «اوین» منتقل شد.

فروردین ماه سال جاری، رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب مریم را به سه سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرد. اما چهاردهم تیرماه گذشته ناگهان ناپدید شد و خانواده اش با مراجعه به مراجع قضایی، اعلام مفقودی کردند.

هم‏زمان با اعلام مفقودی مریم، اداره آگاهی کرج تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کرد و در نهایت، ۱۰ روز بعد از تشکیل پرونده، در روز بیست و چهارم تیرماه از اداره آگاهی با لیلا، خواهر مریم تماس گرفتند و خبر به قتل رسیدن او و محل پیدا شدن جنازه را اطلاع دادند.

آن ها درخواست کردند خواهر مریم به محل وقوع جنایت برود و جنازه مقتول را شناسایی کند.

«سرهنگ جواد صفایی»، رییس پلیس آگاهی استان البرز همان وقت به «جام جم» گفت وقتی مکالمات دختر جوان را بررسی کردیم، دیدیم با آخرین کسی که گفت و گو کرده، نامزد سابقش بوده است.

متهم ۲۹ ساله که در بنگاه املاک در فردیس کرج کار می کرد، پس از افشای راز جنایت، درباره انگیزه‌اش از قتل گفت: «هفت سال قبل با مریم آشنا شدم و قرار بود با هم ازدواج کنیم. از مدتی پیش او سرد شده بود و می‌گفت از ازدواج با من پشیمان شده است. روز پنج شنبه با هم قرار گذاشتیم تا صحبت کنیم.»

او ادعا کرد:«مریم گفت که یکی از اساتید دانشگاه‎شان از او خواستگاری کرده و قصد و نظرش از ازدواج با من تغییر کرده است. با شنیدن این حرف، کنترلم را از دست دادم و ابتدا یک سیلی به او زدم. خواست فریاد بزند که با دستم جلوی دهانش را گرفتم و سپس زمانی که بی جان شد، برای اطمینان خاطر شالش را دور گردنش پیچاندم و فشار دادم. بعد از قتل، تصمیم به دفن جسد در باغ گرفتم و به همین خاطر بیل و کلنگ آوردم و شروع به کندن زمین کردم. یکی از همسایه‌ها به من شک کرد و به پشت‌بام آمد و پرسید چه می کنم. به دروغ گفتم برای ساخت آلاچیق دارم یک چاله‌ حفر می‌کنم. حدود نیم متر زمین را کندم و جسد را دفن کردم. بعد هم ماشینش را در یکی از خیابان‌های تهران رها کردم.»

لیلا فرجی، خواهر مریم به «ایران‏وایر» می گوید: «او چراغ خانواده ما بود. در رشته بدن‏سازی فعالیت می کرد؛ یک ورزشکار با منش که هیچ رابطه ناروشن و نامشخصی نداشت. مدیر مالی یک شرکت در منطقه “شهریار” بود؛ دختری متعهد، آگاه و مدیری قابل که به فردا امید بسیاری داشت. دختر مستقلی بود که به خوبی می دانست از زندگی چه می خواهد.»

می گوید خواهرش تاب سکوت کردن در مقابل رنج طبقه کم درآمد را نداشت: «مریم هدفمند زیست و هیچ‏گاه نتوانست در مقابل ظلم و ستمی که بر زنان و کودکان جهان روا داشته می شود، سکوت کند. او همواره حامی قشر کم در آمد و طبقه کارگر رنج‏کش جامعه بود.»

همان روز که قاتل به قتل مریم اعتراف می کند، از سوی اداره آگاهی به لیلا زنگ می زنند و می گویند به آدرسی که به او می دهند، برود برای شناسایی جسد:«به آن آدرس رفتم. مریم را از خاک بیرون آورده بودند. صورتش قابل شناسایی نبود، چون به گفته خود قاتل، روی صورت خواهرم را دوغاب گچ ریخته بود تا قابل شناسایی نباشد. جنازه را همان روز به پزشکی قانونی منتقل کردند و روز بعد از تشخیص علت مرگ و شناسایی جسد از روی نشانه های دیگر و لباس های مریم، جسد به خاک سپرده شد.»

خواهر مریم فرجی با بیان این که پرونده زندگی مریم بسته شده و دستان ظریف و یاری رسانش از دنیا کوتاه شده است، می گوید: «اما امری که این جا بارز است، این است که خواهرم تا آخرین دقایق حیاتش با شجاعت برای شرافت و استقلال فکری اش جنگید. او می خواست به اثبات برساند که زن جنس دوم و مرد جنس برتر نیست و هردو این نوع انسانی با هم برابرند و حقوق برابر دارند. او جانش را در مقابل این نابرابری از دست داد؛ هم‏چون هزاران هزار بانوی نو اندیشی که در طی تاریخ قربانی این نابرابری شدند. با این همه، او برای همیشه در خاطر تک به تک ما زنده می ماند.»

Share