قیمت دلار در ایران؛ این بازار نیست، قمارخانه است

 

ایران وایر : خیلی ها که در کوچه پس کوچه های چهارراه «استانبول» تهران به دنبال خرید دلار یا یورو هستند، نه قصد سفر به خارج از کشور را دارند و نه به بازرگانی مشغولند. آن ها شهروندانی عادی هستند که می خواهند ارزش دارایی های خود را حفظ کنند. افزایش تعداد آن ها به معنای افزایش تقاضا برای ارزهای خارجی است؛ تقاضایی که افزایش نرخ برابری ارزها در برابر ریال را به دنبال داشته است.

«آناهیتا» یک پزشک عمومی است که می خواهد متخصص داخلی شود. سرمایه او در حال حاضر یک ماشین پراید و ۱۵میلیون تومان پول نقد است. او می گوید: «کاش پولم را به چیز دیگری، هر چیزی، تبدیل کرده بودم ولی ریال نگه نداشته بودم.»

او هر لحظه قیمت دلار را دنبال می کند و فکر می کند اگر چهار ماه پیش یا پنج ماه پیش دلار خریده بود، الان به تومان چه قدر سرمایه می داشت. آناهیتا پشیمان است که دلار نخریده است:«فکر نمی کردم اوضاع این قدر بد باشد».

او حتی فکر کرده است که ماشینش را بفروشد و با پولش دلار بخرد.

آناهیتا تنها نیست؛ هزاران ایرانی که در سال های اخیر پس اندازهای خود را در بانک ها نگه داشته اند، حالا حساب ها و جیب هایی پر از ریال دارند که می دانند ارزش آن کاهش یافته است. آن ها می‌خواهند به هر قیمتی ریال را به دارایی دیگری تبدیل کنند. طلا و ارز انتخاب اول خیلی از این افراد است.

«مجید» لوله کش ساده ای است که در اوج ساخت و سازهای تهران، همیشه سرش شلوغ بوده است ولی حالا بیش تر به تعمیرات لوله ها در آپارتمان های مشتریانش و مجتمع هایی می پردازد که ساختن‏شان را شاهد بوده است.

او مرداد ماه پیش حدود ۵۰ میلیون تومان پس اندازش را به یورو تبدیل می کند تا خیالش راحت باشد که دست‏رنجش به هدر نخواهد رفت ولی بازار حتی برای او آرامش نگذاشته است. می گوید: «دلار شده بود ۱۰هزار تومان و در بازار پیدا نمی شد. من معطل نکردم و یورو خریدم ۱۱هزار و ۸۰۰ تومان.»

هر روز حالا او از بازار قیمت می گیرد و اخبار اقتصادی را دنبال می کند. شهریورماه وقتی یورو از ۱۶هزار تومان پایین آمد، مجید سراسیمه یوروهایش را ۱۵هزار و ۵۰۰ تومان به دلالی در چهارراه استانبول فروخت. او نمی دانست که بازار در حال تجربه حباب است یا نه. حالا با یورو ۱۹هزار تومانی، خودش را سرزنش می کند که چرا یوروها را فروخته است. البته او انکار نمی کند که در دو ماه، ۶۰ میلیون تومانش شده است ۷۸ میلیون تومان و او ۱۸ میلیون تومان سود کرده است. ۱۸ میلیون تومانی که مجید با لوله کشی باید حداقل شش ماه کار می کرد تا آن را به دست می آورد.

«حامد» ۲۹ ساله این روزها بیش تر وقتش را به خرید و فروش ارز می گذراند ولی او با مجید و آناهیتا یک فرق عمده دارد؛ او یک دلال ارز است که از دی ماه گذشته وارد بازار شده است.

این فارغ التحصیل مهندسی عمران بعد از ماه ها بی‎کاری، تصمیم می گیرد با قرض کردن پولی از پدر و مادرش، خودش مشغول بشود. او به «ایران وایر» می گوید:«این روزها نه می شود گفت بخر، نه می شود گفت بفروش.»

وقتی کسی می خواهد از او ارز بخرد، با چند دلال دیگر قیمت را چک می کند و بعد قیمت می دهد: «اسکناس نیست. قبل از عید بیش تر بود. یک سری برای مخارج شب عید می خواستند بفروشند، یک سری برای سفر عید می خواستند بخرند.»

ولی حالا کسی دنبال مسافرت نیست. بیش تر مراجعان او آدم هایی هستند که گاهی می خواهند ۲۰۰ دلار بخرند تا پس اندازشان باشد. این خریداران از پرداختن ۱۰۰ یا ۲۰۰ تومان بیش تر ابایی ندارند. آن ها مطمئن هستند که دلار گران تر می شود و نباید سر ۱۰۰ تومان چانه زد. با این حال، کار برای حامد راحت نیست: «یک روز ارز هست، یک روز نیست. دیدن آدم های بازنشسته اعصابم را داغان می کند. آن ها همه هست و نیست‏شان را می آورند تا شاید هزار دلار بشود یا نشود.»

او سرش شلوغ است ولی می گوید هر روز سود نمی کند. گاهی شده است که عصر حامد یا یکی از همکارانش میلیون ها تومان سر نوسانات روزانه ارز ضرر می کنند: «قیمت وقتی هست ۱۶هزارتومان، یعنی پنج درصدش می شود ۸۰۰ تومان. راحت در ۱۰ هزار دلار یک موقع می بینی ۱۰ میلیون تومان ضرر می کنی.»

حتی دلال های چهارراه استانبول از یک ساعت بعد بازار ارز بی خبرند. «صادق»، از قدیمی های بازار می گوید: «این دیگه بازار نیست، قمارخونه است.»

در کنار بازار ارز، بازار طلا هم این روزها پرهیجان است. قیمت سکه و گرم طلا که مدت ها متناسب بودند، حالا از یک‏دیگر سبقت گرفته اند. یک گرم طلا در بازار تهران به ۴۶۰ هزار تومان رسیده و سه برابر بهای شش ماه پیش شده است. سکه بهار آزادی که شش ماه پیش یک میلیون و ۷۲۰ هزار تومان بود، چهار میلیون و ۷۶۰هزار تومان خریداری می شود. شتاب افزایش قیمت طلا خیلی ها را به فکر انداخته است که شاید طلا سرمایه گذاری بهتری از ارز باشد.

«علیرضا» ۴۵ ساله با مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد، کارمند بانک ملی است. او معمولا طرف مشاوره فامیل برای خرید ارز یا طلا است ولی حالا می گوید:«حتی راننده آژانس هم از من می خواهد که به او بگویم کدام بهتر است؛ دلار یا طلا؟»

علیرضا این روزها شاهد رفت و آمد مشتریان زیادی به بانک بوده است که در حال برداشت از حساب های پس انداز و سرمایه گذاریشان هستند تا دلار یا طلا بخرند: «مردم در این شرایط می خواهند سرمایه شان آسیب نبیند ولی واقعا گزینه ای جز طلا و ارز ندارند.»

او نتیجه می گیرد: «ریال شاید بی ارزش شده باشد ولی ریال خیلی زیادی در دست مردم هست.»

گزارش ها حاکی از این است که در مقایسه با سال ۱۳۸۴، نقدینگی کشور ۲۵ برابر شده و از ۶۳ هزار میلیارد تومان، به ۱۶۰۰هزار میلیارد تومان رسیده است. افزایش پایه پولی کشور با کاهش سپرده‌های بانک ها نزد بانک مرکزی به بهانه تامین زیان موسسات مالی غیرمجاز و پرداخت تعهدات بانک ها به سپرده گذاران، ۲۴۰هزار میلیارد تومان به پایه پولی کشور افزوده است.

هر دو دولت «حسن روحانی» و «محمود احمدی نژاد» با تضعیف بانک مرکزی و آسیب پذیر کردن نظام پولی کشور خواسته اند به تقاضاهای عمومی پاسخ بدهند. نتیجه این کار، نزدیک شدن حجم پول در گردش کشور به تولید ناخالص داخلی است و تبدیل سرمایه بانک ها به دارایی هایی که به راحتی به نقدینگی تبدیل نمی شوند. مردم عادی در کشور به دنبال گزینه های سرمایه گذاری هستند تا اسیر بی ارزشی ریال نمانند.

یک دلیل اقبال عمومی به طلا و ارز، راحتی خرید و فروش آن است. مردم برای خرید هیچ کدام به حساب کاربری و شماره رمز احتیاج ندارند. پول نقد است که از کیسه ها و جیب ها در می آید و به ارز و طلا تبدیل می شود. ولی کسانی که می توانند در بازار بورس سرمایه گذاری کنند، این روزها شاهد افزایش شاخص بورس هستند؛ شاخصی که در یک ماه از ۱۲۸هزار و ۵۲۲ به ۱۷۴هزار و ۶۱۸ واحد رسیده است.

کارگزاران بورس در حال تبدیل سفارش های دریافتی به سهام های مطمئن بازار هستند. ارزش بازار «لابراتور داروسازی دکتر عبیدی» به ۲.۳ تریلیون تومان رسیده است. «شرکت سرمایه گذاری گروه توسعه ملی» ارزشی معادل ۵.۳ تریلیون تومان پیدا کرده است. روز دوشنبه دوم مهرماه، شاخص بازار بورس تهران با سه هزار و ۵۵۲ واحد افزایش در یک روز، ۲.۱ درصد افزایش پیدا کرد. برای بسیاری از کارشناسان بورس، این افزایش تنها به معنای ورود سراسیمه نقدینگی سرگردان به بازار بورس است.

«علیرضا»، کارمند بانک ملی می گوید: «وقتی اسکناس ۱۰۰ دلاری نیست، سهام گزینه مناسبی به نظر خیلی ها می آید.»

البته نرخ ارز هم بی تاثیر نبوده است. شرکت های صادر کننده حالا می توانند برای تبدیل درآمدهای ارزی خود به ریال، از نرخ آزاد ارزاستفاده کنند. درآمدهای ریالی آن ها به تبع تقویت دلار، افزایش یافته است و معامله گران سهام این را می دانند. برخی از آن ها به موج سواری قیمت روی آورده اند تا از نوسانات بازار سود ببرند و برخی هم در حال تشویق سرمایه گذاران احتمالی به خرید سهام هستند.

برای مردم، شرایط اقتصاد کلان کشور گیج کننده است ولی یک چیز واضح است؛‌‌ آن‌ها منتظر نمانده اند کسی به آن ها بگوید با ریال چه کار کنند. البته این جا هم سیاست های دولت، گزینه های آن ها را محدود کرده و به نوسان در بازارهای سهام، ارز و طلا دامن زده است. باید دید اقتصاد ایران تا کجا می تواند تلاطمات کلان را به کمک این چند بازار مهار کند.

Share