مردم حکومت را قبول ندارند و سپاه و رهبری مردم را!

سایت راه توده : به گفته برخی دست‌اندرکاران جمهوری اسلامی و از جمله‌هاشمی رفسنجانی، آیت الله خمینی پیش از درگذشت خود به مقامات کشور سفارش کرده بود که از انتخاب احمد خمینی – پسرش- بعنوان جانشین او خودداری کنند، زیرا نمی خواست نامش در تاریخ بعنوان کسی که سلطنتی را سرنگون کرد تا سلطنت خود را برقرار کند ثبت شود.

ولی ظاهرا آقای خامنه‌‌ای با چنین نگرانی‌هایی بیگانه است. بنا به گفته محمد حسین خوشوقت، از بستگان سببی آقای خامنه ای در مصاحبه ای که خبرگزاری ایلنا با وی انجام داده و منتشر کرده است، آقای خامنه ای برای انتخاب مجتبی یا یکی دیگر از فرزندان آقای خامنه ای بعنوان جانشین “نظری” ‌ندارد و آن را به مجلس خبرگان دستچین شده خود وی واگذار کرده است. بعبارت دیگر آیت الله خامنه‌‌ای ضمن اینکه بر خود عنوان “رهبر معظم انقلاب”‌ را گذاشته، مخالفتی هم با تبدیل ولایت فقیه به سلطنت فقیه یعنی با احیای سلطنت ندارد.

آنچه مسلم است آن است که بیت رهبری و مجموعه ناکارآمد و بی لیاقتی که در آن جمع شده‌اند، این روزها تب و تاب زیادی دارند تا نه تنها در همه امور کشور دخالت کنند، بلکه اوضاع آینده را هم به شکلی سامان دهند که سرنخ اوضاع پس از در گذشت آقای خامنه ای از دست آنها در نرود، و این در حالیست که همه رشته‌هایی که جامعه و مردم و اقتصاد ما را به هم پیوند می دهد در حال پاره شدن است.

از سوی دیگر سپاه هم در‌اندیشه آینده است. کار آنها هم شده کشاندن کشور به آستانه سرنوشت سوریه و لیبی. نه اینکه همه آنها می خواهند ایران سوریه و لیبی شود. بلکه می کوشند ایران به چنین آستانه‌‌ای نزدیک شود تا مردم از ترس فروپاشی به قدرت و کودتای سپاه تن بدهند. در همین چارچوب است که اطلاعات سپاه به تکاپو افتاده و با هرنوع فعالیت مدنی و مسالمت آمیز که بتواند راهی خارج از حکومت نظامی سپاه دربرابر کشور باز کند به مقابله برخاسته است. فهرست طولانی فعالان مدنی و کارگری و سندیکایی و محیط زیست و مشابه آن که در دوران اخیر بازداشت شده و می شوند و به زندان افتاده‌اند و تکرار برخی کشتارها مشابه قتل‌های زنجیره ای، نشانه بارز کوشش سپاه در بستن همه راه‌های دگرگونی مسالمت آمیز و کشاندن ایران به مرز سرنوشت سوریه و لیبی است.

برخی دیگر مانند حسن روحانی می دانند که اگر دوره شان پایان یابد یا کنار روند بسرعت، اگر نه به سرنوشت‌ هاشمی رفسنجانی، لااقل به وضعیت موسوی و کروبی یا در بهترین حالت محمد خاتمی دچار می شوند. این‌ها هم همه امور را از انتخاب وزرا، تا بودجه و مجلس و غیره را بدست بیت رهبری سپرده‌اند تا آنها خود ببینند اگر همه کاره کشور باشند چه گلی بر سر آن می زنند و شاید بر میزان بی لیاقتی و ناتوانی خود آگاه شوند.

نتیجه همه اینها وضع بلبشو و هرج و مرجی است که کشور را فرا گرفته. ایران را در حال حاضر عملا بیت رهبری و سپاه می چرخانند و آن را به سمت فروپاشی می برند. مردم هم بنوبه خود حاضر نیستند با اینان همراهی کنند و در واقع ریشه بحران و سراشیبی کشور در همینجاست. یعنی بیت رهبری و منصوبین آن، و سپاه و سرداران آن، مردم را قبول ندارند؛ مردم هم آنها را قبول ندارند. گروه اول تصمیم گرفته بدون مردم و علیه مردم کشور را اداره کند و چنین چیزی ناممکن است. تنها راه برون رفت کشور از بحران، عقب نشینی نهادهای انتصابی و غلبه نهادهای انتخابی و جلب مشارکت مردم و نهادهای مدنی آنان در اداره امور است. ولی بیت رهبری و سپاه نه تنها نمی خواهند به این راه حل تن دهند، بلکه از هم اکنون در حال برنامه ریزی و مهره چینی برای آینده خیالی خود پس از رهبر کنونی هستند. آنها مثل اینکه هنوز نفهیده‌اند که دوران یکه تازی تمام شده است. مردم و حتی در داخل حکومت برای رهبر کنونی تره هم خرد نمی کنند چه رسد برای رهبر آینده. ادامه پافشاری بر این مسیر فقط ایران را به مرز ازهم پاشی و کودتا و جنگ داخلی نزدیک‌ تر می کند.

Share