شکست انقلاب اسلامی در رسیدن به اهداف خود

کمتر از یک ماه دیگر به چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی مانده است؛ انقلابی که قرار بود برای «پابرهنگان» و «مستضعفان» باشد؛ اما پس از گذشت چهار دهه در رسیدن به همه اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با شکست سنگینی مواجه شده و پابرهنگان و مستضعفان نیز به فقر بیشتر و گرسنگی دچار شده‌اند.

به گزارش «شبکه رسانه‌ای بیان» شورش یا انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ یک سری اهداف را دنبال می‌کرد و رهبران آن آرمان‌هایی را در سر می‌پروراندند که قرار بود ایران را به مدینه فاضله تبدیل کند. روحانیون و شیعیان رادیکال با حمایت‌های مالی بازاریان به تحریک مردم پرداختند و با شورش‌های خود همه آنچه را دودمان پهلوی برای کشور به دست آورده بود، در مسیر زوال و نابودی قرار دادند.

اسناد و شواهد تاریخی نشان می‌دهد دستگیری مستضعفان و پابرهنگان، عدالت‌گستری و آزادی‌های سیاسی مهم‌ترین شعارها و اهداف انقلاب ایران بودند؛ اما مسیری که خمینی، «روشنفکران» و تندروهای انقلابی در آن پا گذاشتند، زاویه زیادی با این شعارها و اهداف داشت. تحمیل جنگ هشت‌ساله به مردم بی‌گناه، کشتار و اعدام‌های ۶۷، از بین رفتن حداقل آزادی‌های مردم، سرکوب اقلیت‌ها، انزوای سیاسی در سطح بین‌المللی و تحریم‌های خارجی از جمله پی‌آمدهای انقلاب در دهه ۵۰ و ۶۰ بودند.

اما پس مرگ خمینی و آغاز دوران علی خامنه‌ای وضعیت بسیار ناگوارتر شد. خامنه‌ای برای تثبیت جایگاه خود از هیچ جنایتی دریغ نکرد. قتل‌های زنجیره‌ای، سرکوب وحشیانه تظاهرات کوی دانشگاه تهران، تقلب انتخاباتی و کشتار مردم در سال ۱۳۸۸ و سرکوب خونین قیام دی‌ماه ۱۳۹۶ فقط بخشی از کارنامه سیاه خامنه‌ای را تشکیل می‌دهند.

انقلاب اسلامی بیش از اینکه به فکر منافع ملی باشد، از ابتدای حیات خود در حال طراحی نقشه برای نابودی مخالفان و آزادی خواهان بوده و با برچسب‌های خائن، منافق، غرب‌زده، نفوذی، فتنه‌گر، لیبرال، اغتشاشگر و… کوچک‌ترین مخالفت‌ها را در نطفه خفه کرده است.

رژیم انقلابی-استبدادی ایران هم‌زمان با تصفیه‌های سیاسی و توسعه قدرت خود، صدها میلیارد دلار ثروت به دست آورد و ذره‌ای از آن را در راه وعده‌هایی که به مردم داده بود هزینه نکرد. طی این مدت منابع طبیعی ایران به تاراج رفته و اقشار محروم از آنچه «سفره انقلاب» خوانده می‌شود، هیچ سهمی نداشته‌اند. آمارها نشان می‌دهند از ابتدای انقلاب تاکنون حدود ۴۰ میلیارد بشکه نفت، صدها میلیارد مترمکعب گاز و صدها میلیون تن انواع فلزات معدنی صادر شده است.

این سرمایه‌های عظیم می‌توانست در کشور سرمایه‌گذاری شود و با ایجاد شغل، سطح زندگی و رفاه اقشار محروم جامعه را ارتقا داد؛ اما این درآمدهای دلاری صرف مداخله‌های مرگبار و بی‌دلیل در لبنان، فلسطین، سوریه، عراق، یمن و سایر اقدام‌های مخرب و تروریستی جمهوری اسلامی شد.

بخش دیگری از درآمدهای نجومی کشور که باید مردم را از فلاکت و دربه‌دری نجات می‌داد، اختلاس کنندگان به حساب‌های شخصی خود در کانادا، سوئیس، استرالیا و مالت واریز کردند. قسمت دیگری از درآمدهای سالانه کشور هم به چهره‌های مذهبی و سیاسی که مفت خواری را پیشه کرده‌اند، تخصیص می‌یابد. دراین‌بین مردمی که زمانی به خیابان‌ها ریخته بودند تا مثلاً با انقلاب خود عدالت را به ارمغان بیاورند، همان حداقل‌هایی را هم که داشتند، از کف دادند و حالا گرسنه مانده‌اند.

ثروت‌های کشور به پابرهنگان و مستضعفان نرسید؛ ثروت‌های کشور اکنون صرف هزینه‌های زندگی لاکچری و خرج تحصیل فرزندان آمریکا نشین همان‌هایی می‌شوند که زمانی از دیوار سفارت آمریکا بالا می‌رفتند یا در خیابان‌ها، روزنامه و رادیوها شعار «مرگ بر آمریکا»یشان گوش همه را کر کرده بود.

این به اصطلاح «آقازاده‌ها» ابایی ندارند که پز زندگی خود را بدهند. آن‌ها عکس‌های تور نیویورک گردی با هلیکوپتر را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند و با این استدلال که کیفیت نماز فرزندشان در کانادا ارتقا یافته، حرام‌خواری و دزدی‌های خود را توجیه می‌کنند. آن‌هایی هم که در داخل کشور هستند با بهانه «خدمت به مردم» سر سفره متعفن انقلاب نشسته‌اند و فرزندانشان نیز از زندگی پر زرق‌وبرق خود فیلم و عکس می‌گیرند و در صفحه اینستاگرامی «بچه پولدارهای تهران» برای پابرهنگان به نمایش می‌گذارند.

انقلاب اسلامی در آستانه چهل‌سالگی، در تمامیت خود بی‌اعتبار شده ولی سران آن همچنان به لجبازی با مردم خود و خرابکاری‌های داخلی و خارجی ادامه می‌دهند. قتل و اَعمال تروریستی نیز همچنان در داخل و خارج از مرزهای ایران به دستور خامنه‌ای و سران سپاه پاسداران ادامه دارد. در بعُد اجتماعی نیز رژیم در تمام شئونات مردم دخالت می‌کند و جامعه به کوچک‌ترین آزادی‌ها دست نیافته است.

اقتصاد کشور، سراسر در کنترل رژیم است و تولید ناخالص داخلی به نسبت درآمدهای کلانی که به دست آمد، رشد نیافت. طی یک دهه اخیر به دلیل تورم‌های سرسام‌آور، از قدرت خرید میلیون‌ها نفر از مردم به‌شدت کاسته شده است. توزیع ناعادلانه ثروت، چهره زشتی از تبعیض به وجود آورده و شکاف طبقاتی ظرفیت ایجاد شورش‌های عظیمی را به وجود آورده است. بیکاری، فقر، اعتیاد، طلاق و سایر آسیب‌های اجتماعی نیز در وخیم‌ترین شکل ممکن ادامه دارند و جامعه در مسائل فرهنگی و اخلاقی سقوط تلخ و غم‌انگیزی را تجربه کرده است. این در حالی است که جمهوری اسلامی همچنان پس از چهل سال با بسیاری از کشورها از جمله آمریکا دچار تنش است و انزوای بین‌المللی را تجربه می‌کند. برنامه اتمی و موشکی رژیم نیز موجب تحمیل بی‌رحمانه‌ترین تحریم‌ها علیه مردم ایران شده و بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی، آرامشی برای مردم نگذاشته است.

شرایط، شواهد و مردم ایران گواهی می‌دهند انقلاب اسلامی در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شکست خورده و جمهوری اسلامی کشور را به مسیری برده است که به ناکجاآباد ختم می‌شود. انتخاب این مسیر اشتباه، کشور را ده‌ها سال به عقب بازگردانده و خسارت‌های مادی و معنوی غیرقابل محاسبه‌ای را به مردم تحمیل کرده است.

Share