قتل خاموش سیدمحمدرضا شیرازی توسط وزارت اطلاعات

دیدگاه نو – سید محمد رضا شیرازی سال ۱۳۳۸ در کربلا به دنیا امد .

او فرزند سید محمد حسینی شیرازی یکی از مراجع تقلید بود .

تحصیلات دینی را از همان کودکی اغاز کرد و در ده سالگی پدرش لباس روحانیت به تنش پوشانید . پس از مدتی وی وارد حوزه علمیه کربلا شد و مقدمات علوم دینی و سطوح اولیه حوزه را نزد روحانیون ان حوزه فرا گرفت اما به دنبال فشار حکومت صدام به پدرش انها ابتدا به سوریه و سپس کویت رفتند .

در کویت سید محمد رضا شیرازی دروس دینی را نزد عمویش سید صادق شیرازی فرا گرفت . سید محمد رضا شیرازی سال ۱۳۵۸ وارد ایران شده و در قم سکونت میکرد . با انکه خودش چندان در مسائل سیاسی وارد نمیشد اما پدرش از روحانیون مخالف ولایت فقیه بود و در نتیجه صحبتهای او نیروهای امنیتی بارها اعضای خانواده شیرازی را دستگیر و شکنجه و تهدید کردند.

سید محمد رضا شیرازی نیز پس از انقلاب عملا توسط نیروهای امنیتی در حصر خانگی قرار گرفته بود . سرانجام در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ چند تن از ماموران اطلاعاتی حکومت با شکستن درب پشت بام مخفیانه وارد خانه شده و پس از ضرب و شتم سید محمد رضا شیرازی با خوراندن مواد سمی وی را به قتل رساندند . سید مجتبی شیرازی از روحانیون برجسته شیعه و عموی وی در سخنرانی پس از قتل او صراحتا اعلام کرد که سید محمدرضا شیرازی را مسموم کرده و کشته اند. از وی ۱۷ کتاب به یادگار مانده است.

در همین زمینه…

سایت رسام (روحانیون سنتی ایرانی معاصر) نوشت:

پاسخ به پرسشهایی دربارۀ شهادت آیت الله سید محمد رضا شیرازی رضوان الله تعالی علیه

مقدمه:
طی سالهای اخیر وهمزمان با فرارسیدن ایام شهادت آیت الله سیدمحمد رضا شیرازی پروپاگاندا ودستگاه امنیتی واطلاعاتی عریض وطویل رژیم مطلقه کوشیده اند به هر صورت ممکن از مطرح شدن بحث شهادت این عالم ربانی جلوگیری کرده وحقیقت شهادت ایشان توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم را بهر شکل ممکن از نظر ودید افکار عمومی پنهان نگاه دارند. اخیراً هم پس از نگارش نوشتاری درهمین باب دروبسایت رسام، دراقدامی هماهنگ وازپیش طراحی شده با ترفندی جدید در لباس دوستدار آل شیرازی ! دست با تأسیس یک رشته وبلاگ درشبکه جهانی اینترنت زده تا به زعم وتعبیر خود سرپوشی برجنایات خود بگذارند. محور شبهه افکنی های این وبسایتها تنها وتنها برپایه چند پرسش ساده لوحانه متمرکز شده است که بواسطه تزریق بودجه های بی حد وحصر نهادهای اطلاعاتی وامنیتی رژیم مطلقه درسطح گسترده ای منتشر وپخش می شود. دراین نوشتار تک تک این پرسشها را مطرح نموده وبرای تنویر افکار عمومی به آنها پاسخ خواهیم گفت.


شبهه: چرا بستگان ایشان از جمله عموی ایشان حضرت آیت الله العظمی سید صادق شیرازی دراین ارتباط اظهار نظری ننموده اند وخبر ازشهادت ایشان نداده اند؟
پاسخ: نکته اول که درپاسخ به این پرسش ساده لوحانه باید مورد توجه قرار گیرد، تجاهل عارفانه طراح پرسش است، که بیشتر به یک چهره امنیتی واطلاعاتی شبیه است تا یک وبلاگ نویس محقق وپرسشگر. ایشان یا درایران زندگی نمی کند، یا آنچنان از اوضاع داخلی کشور بی خبر است که دیگر بر وی حرجی نیست یا آنکه به احتمال اقوی درشمار نیروهای وابسته به رژیم است!


پرونده مرگ ستار بهشتی هنوز بسته نشده است وهنوز کسی جرأت تحقیق وپرسش دراین ارتباط را ندارد. مادر وخواهر ستار بهشتی هم که از بستگان وی هستند، به محض سؤال واظهار نظر درباره مرگ فرزندشان بلافاصله مورد تهدید قرار می گیرند که درآخرین این نمونه ها خواهر وی به ارسال به کهریزک تهدید شده بود.


درچنین فضای خفقان ووحشتی، طراح پرسش فوق باید پاسخ دهند که چگونه در چنین فضایی کسی می تواند دربارۀ شهادت آیت الله سید محمد رضا شیرازی درداخل کشور طرح مسأله وپرسش نماید. بخصوص آنکه برخورد رژیم مطلقه هم با دینداران منتقد ومعترض بمراتب خشن تر ووحشیانه تر بوده است.
از سوی دیگر اگر مطرح کننده این پرسش اندکی به خود زحمت می داد واظهارات تمامی بستگان شهید آیت الله سید محمد رضا شیرازی را مورد بررسی قرار می داد، آنگاه تنها با یک جستجوی ساده در وبسایتهای اینترنتی می توانست به سخنان عموی دیگر ایشان حضرت آیت الله سید مجبتی شیرازی دسترسی پیدا کند که ایشان در سخنرانی مشهوری پس از شهادت آیت الله سید محمد رضا شیرازی، ایشان را شهید پسر شهید دانسته وبه صراحت از نقش عوامل رژیم دربه شهادت رساندن ایشان سخن گفتند.

شبهه: میگویید ماموران اطلاعاتی ایران به صورت ناشناس واردشدند.اگر به صورت ناشناس آمدند پس چطور شما شناختید که ماموران اطلاعاتی ایران هستند؟ شاید عمال وهابی یا بد خواهان تشیع بودند؟


پاسخ: این پرسش البته آنچنان ساده لوحانه وبی معناست وفرضیات مطرح شده در آن هم بی معنا تر که مرغ پخته را هم به تعبیر عامیانه درداخل دیگ به خنده وا می دارد.همین که وبلاگ نویس شبهه افکن مدعی است حمله کنندگان ناشناس احتمالا عمال وهابی ویا غیره بوده اند، خود اعتراف تلویحی وضمنی وپذیرش این واقعیت است که مهاجمانی به بیت آیت الله العظمی شیرازی هجوم برده اند، حال مناقشه پرسشگر دربارۀ ماهیت مهاجمان است. درپاسخ به پرسش دربارۀ ماهیت مهاجمان همچنان که رویه هرتحقیق جنایی هم هست، نخست به بررسی پیشینه هریک از متهمان دراین باره پرداخته می شود. بررسی سابقه وزارت اطلاعات رژیم مطلقه ایران درپرونده هایی نظیر رونده مرحوم آیت الله العظمی شریعتمداری، آیت الله العظمی شیرازی وهمچنین آیت الله العظمی منتظری نشان دهنده این حقیقت است که هجوم به بیت مراجع تحت عنوان نیروهای خودجوش، بسیجی وغیره تنها وتنها از عوامل رژیم مطلقه سرزده است، ووهابیون حتی درصورت تمایل به انجام چنین اقداماتی امکان آنرا نیافته اند.

حتی چندین سال قبل هم مأموران وزارت اطلاعات مستقیماً وشبانه واز راه پشت بام به بیت آیت الله شیرازی هجوم آوردند.


مسأله دیگر اینکه حتی اگر فرضیه پرسشگر اطلاعاتی را بپذیریم که عوامل وهابیت چنین جنایتی را مرتکب شده اند، که بسیار دور از واقع به نظر می رسد، آیا این اقدام بدور از چشمان وزارت اطلاعات انجام شده است؟ بخصوص با وجود وزارت اطلاعاتی که هر روزه چندین نفر را به اتهامات مختلف وبا برچسب های رنگارنگ به زندان می افکند ومدعی کشف پروژه های براندازی پیچیده است! حالا چگونه یک عامل وهابی توانسته است بدون هیچ مانعی به چنین اقدامی دست بزند، جای پرسش فراوان دارد!
نکته دیگر اینکه، ناشناس بودن نیروهای اطلاعاتی البته به معنای ناشناس بودن محل وابستگی شغلی آنان نیست وکسی که کمترین بهره ای از هوش وذکاوت برده باشد، تفاوت میان نیروهای ناشناس وناشناس بودن نیروها را می داند!


شبهه: گیرم که وزارت اطالاعات ایران (ماموران اطلاعاتی) قصد کشتن آقا سید محمد رضا را داشتند تو رو خدا هیچ راه دیگری برای حذف کردن ایشان نبود که این طور تابلو وارد عمل شدند؟؟؟!!!


پاسخ: برای پاسخ به این شبهه هم باید از پرسشگر پرسید، که مگر برای کشتن فروهرها وپوینده ومختاری ودیگر قربانیان قتلهای زنجیره ای راه دیگری وجود نداشت که این قدر تابلو نشود وبزرگترین رسوایی اطلاعاتی واخلاقی قرن را برای دست اندرکاران رژیم فراهم نیاورد؟


دوم اینکه ارتکاب حماقتهای اطلاعاتی وامنیتی دراراتکاب جنایت وترور دررژیم مطلقه امیری مسبوق به سابقه است. برای دریافت این نکته کافی است نگاهی به عملیات تروریستی فرامرزی وزارت اطلاعات درتایلند که چندی پیش بلافاصه وابستگی عاملان آن به وزرات اطلاعات کشف شد، نگاهی بیندازید!
شبهه: گیرم که اصلا این تصمیم احمقانه گرفته شد و آنها ماموران اطلاعاتی بودند. چرا در هنگام ضرب و شتم آقا سید محمد رضا ایشان سر و صدا نکردند تا اعضای خانواده به کمک وی بیایند؟ کتک کاری شد اما هیچ سرو صدایی نشد؟ نکنه کتک کاری رو به صورت پانتومیم اجرا کردند؟


درپاسخ به این پرسش حقیقتاً ساده لوحانه باید گفت، مگر ایشان برای کارکنان وزارت عریض وطویل متبوعشان یعنی وزارت اطلاعات حتی امکان بستن دهان قربانی وضرب وشتم او را هم متصور نیستند، طوری که سروصدا نشود وآب از آب تکان نخورد! ایشان واقعا به وزارت اطلاعات کم لطفی می کنند!!
شبهه: حال که ماموران اطلاعاتی در آخر به ایشان زهر دادند پس چرا ایشان را کتک زدند؟ آیا نمیشد همین زهر را در یک مراسم مثلا در غذای ایشان یا در چایی ایشان می ریختند و اینقدر تابلو بازی در نمی آوردند؟ ؟ ؟ ؟
ظاهرا دراین مرحله کار پرسشگر به جایی رسیده است که با توجه به شواهد وقرائن متقن موجود گریزی از پذیرش این واقعیت که وزارت اطلاعات تصمیم این ترور احمقانه را گرفته است ندارند، بلکه درکیفیت اجرای این نقشه مناقشه می کنند، این کیفیت احمقانه دراجرای نقشه های شوم را باید از مجریان ترور پرسید ونه از اولیای دم! این پرسش مانند آنستکه که وکیل مدافع قاتل برای انکار اصل موضوع قتل مدعی شود که چون مقتول با ضربات چاقو به قتل رسیده واستفاده از تفنگ دارای صدا خفه کن می تواند قتل بمراتب بی سر وصدا تری باشد وقاتل از این روش استفاده نکرده پس متهم فعلی نمی تواند قاتل باشد! با این منطق تمامی مجرمین عالم را می شود تبرئه کرد!
ضمن اینکه همین پرسش را درپرونده های دیگری که نقش وزارت اطلاعات درآنها کاملا واضح وروشن است باید مطرح ساخت. مگر ممکن نبود که مثلا سم ویا زهری به فروهرها خورانده شود ومرگ آنها طبیعی جلوه داده شود، تا اینکه به آن وضعیت فجیع ترور شوند؟ اما چرا وزرات اطلاعات روش دوم را انتخاب نمود؟!


دلیل انتخاب روشهای خشن توسط نهادهای اطلاعاتی رژیم های دیکتاتور بسیار واضح ومشخص است ودریک کلمه هم خلاصه می شود، زهرچشم گرفتن از مخالفان!


درحقیقت هرچه کیفیت عملیات وحشیانه تر باشد ترس و رعب بیشتری در دل مخالفان می افکند وبه تعبیر عامیانه آنها هم حساب کار دستشان می آید وساکت می شوند. روش وزارت اطلاعات رژیم مطلقه از آغاز تا کنون برهمین پایه مبتنی بوده است.


شبهه: اصلا چرا نظام جمهوری اسلامی باید ایشان را بکشد مگر ایشان چه کار کردند؟ چه فعالیت سیاسی علیه نظام انجام دادند؟ چه سخنرانی علیه نظام کردند؟


اتفاقا این پرسش را باید از حکومتگران رژیم مطلقه فقیه پرسید، که مگر ایشان چکار کرده بودند؟!


والبته مگر دیگر قربانیان ترورهای وزارت اطلاعات چه کرده بودند وچه کرده اند؟ مگر مختاری وپوینده چه کرده بودند که هدف ترورهای وزارت اطلاعات قرار گرفتند؟ مگر فروهرها چه کرده بودند؟


مگر برادر ايشان ايت الله اسيد مرتضي شيرازي و١٨ نفر از اطرافيان ايت الله شيرازي فعاليت سياسي عليه رژيم ايران كرده بودند كه از يك تا سه سال در سلول هاي انفرادي وزندان ها زير وحشيانه ترين شكنجه ها قرار گرفتند؟
مگر سيد احمد خميني وفروهرها وديگر مقتولين قتلهاي زنجيره اي فعاليت عليه رژيم كرده بودند؟


اما حال که جناب پرسشگر وبلاگ نویس اذعان داشته اند که ایشان یکی از علمای بزرگ وفقهای مسلم بوده اند، چگونه است که حتی یک پیام تسلیت ساده برای درگذشت ایشان ویا حتی یک بزرگداشت ساده وکوتاه دررادیو وتلویزیون برای ایشان برگزار نمی شود؟ آیا نفس امر نشان از کینه ای عمیق به ایشان وتجاهل عامدانه یک عالم ربانی ندارد؟

Share