احمد توكلی: به جای كارگران هفت‌تپه سراغ خائنان بروند

شرق: اعتراضات کارگری که به دلیل ماه‌ها دریافت‌نکردن معوقات خود مدت‌ها ادامه داشت، با دستگیری برخی از معترضان جنبه امنیتی به خود گرفت و در نهایت کارگران بازداشتی با احکام سنگینی از سوی دادگاه انقلاب مواجه شدند؛ احکامی که موج گسترده‌ای از انتقاد را به همراه داشت و رئیس دستگاه قضا نیز به این احکام اعتراض کرده و خواستار تجدیدنظرخواهی منصفانه و سریع شده است. اکنون نیز احمد توکلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، از مسئولان دستگاه قضا خواسته است به جای کارگران هفت‌تپه، اول سراغ خائنانی بروند که ارز و طلا و کارخانه‌های ملت را به تاراج داده‌اند. توکلی در یادداشتی که در خبرگزاری فارس منتشر شده، نوشته است: «روز یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۸ آقای رئیسی یک باب دیگر به سوی عدالت گشود. این درِ تازه، دستور ایشان به رئیس کل دادگستری استان تهران برای رسیدگی به پرونده‌های کارگران هفت‌تپه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران است که در مرحله بدوی به مجازات‌های بسیار سخت منجر شده است».

اعتراض مظلوم دستور مؤکد اسلام است

وی در ادامه آورده است: «اعتراض مظلوم دستور مؤکد اسلام است نه مخل مبانی آن. برای مظلوم نه‌تنها این کار مجاز است، بلکه در مواقعی واجب است آن هم همراه با فریاد به بدگویی! قرآن ناسزاگویی را از مظلوم نه‌تنها پذیرفتنی، بلکه دوست‌داشتنی می‌خواند. مقابله با ستم و تلاش برای احقاق حق واجب دینی است. طبق فتوای امام‌خمینی رحمه‌الله‌علیه، اگر نهی از منکر فردی تأثیر نداشته باشد و به شکل جمعی احتمالا مؤثر باشد، یارگیری برای اقدام جمعی واجب است. می‌ماند نظم عمومی که کارگران معمولا دو کار را در تظاهراتشان رعایت می‌کنند: در پلاکاردها و شعارهایشان پیوستگی خویش با رهبری و نظام را تصریح می‌کنند و نظم را خودشان برقرار می‌نمایند تا بهانه برای مقابله با خویش را فراهم نسازند. نظم تظاهرات کارگری به میزان زیادی به واکنش مسئولان مورد اعتراض و پلیس بستگی دارد. انصاف و تدبیر بسیار کارساز است. گفته می‌شود برخی از افراد شرکت‌کننده تمایلات کمونیستی داشته‌اند. خب داشته باشند، مگر در قوانین ما اعتقاد به مارکسیسم جرم‌انگاری شده است؟ اگر خدای ناخواسته بحث جاسوسی یا وطن‌فروشی یا همکاری با گروه‌های ضد انقلاب مطرح بوده است، لااقل متن حکم را منتشر کنید تا مردم بدانند و به‌ناحق نظام متهم نشود؟ البته اگر چنین اتهاماتی هم ثابت شده باشد، باز این محکومیت‌ها غیرعادلانه است. اساسا وقتی طرز مدیریت اقتصادی دولت‌ها در ۳۰ سال اخیر چنان بوده است که برخلاف اسلام، نابرابری تشدید شده و در کنار فقر و حاشیه‌نشینی ۱۱ میلیون هم‌وطن، باستی‌هیلزها ساخته می‌شود، دلتان می‌خواهد مارکسیسم رشد نکند و اسلام ناب محمدی رشد کند؟».

اتهامات متهمان پرونده‌های کارگری فاقد وصف امنیتی است

پیمان حاج محمود عطار، حقوق‌دان، در گفت‌وگو با «شرق»، در تشریح روند حقوقی که باید طبق قانون در پرونده متهمان کارگری طی شود، گفت: دنبال عدم پیگیری معضلات کارگران که صرفا مشکلات معیشتی و مالی ناشی از بی‌کاری و عدم تعیین تکلیف حقوق و مزایای معوقه و بلاتکلیف آینده شغلی ایشان است که موجب شد در برخی از شهرهای کوچک نظیر اراک و شوشتر و سایر شهرهایی که چنین کارخانه‌هایی در آنها مستقر هستند، امنیت شهر و آسایش عمومی مورد تعرض قرار گیرد و نهادهای امنیتی در قالب سلب آسایش و امنیت عمومی از طریق تجمعات فاقد مجوز کارگران معترض، به این تجمعات جنبه امنیتی بخشیده و اقدام به تشکیل پرونده‌های قضائی برای این دسته از کارگران معترض در دادسراها و دادگاه‌های انقلاب کنند. وی در ادامه افزود: در حالی که جرائم امنیتی دارای خصایص و ویژگی‌ها و ارکان مشخص و معینی هستند؛ به‌ویژه وجود سوءنیت خاص، شخص بزهکار و سبق تصمیم وی در ارتکاب جرم به منظور سلب امنیت عمومی جامعه رکن رکین این‌گونه جرائم است. در حالی که به گواهی ظابطان دادگستری رسیدگی‌کننده به این‌گونه پرونده‌ها و قضات آنها اکثر کارکنانی که به دلیل تجمع و اعتراض دستگیر و تحت تعقیب قرار گرفته‌اند، فاقد ارکان متشکله جرائم امنیتی بوده‌اند.

عطار در ادامه خاطرنشان کرد: حتی اگر اقدامات این افراد را نوعی جرم تلقی کنیم، بر اساس تفسیر مضیق به نفع متهم و اصل ۳۷ قانون اساسی و لزوم توجه به قانون تعریف جرم سیاسی مصوب ۱۳۹۵ باید عملکرد و رفتار مجرمانه احتمالی این افراد را نخست با ارکان متشکله بزه جرم سیاسی منطبق کنیم و چنانچه رفتار آنان مطابق با شرایط و ویژگی‌های مجرمان سیاسی باشد، قاضی امنیتی رسیدگی‌کننده به پرونده و ظابط مربوطه سریعا پرونده را به مرجع صلاحیت‌دار ارسال کند. تا این مرجع با حضور هیئت منصفه در اجرای اصل ۱۶۸ قانون اساسی و قانون عادی تعریف جرم سیاسی به اتهامات این کارگران و سوءنیت احتمالی آنان رسیدگی کند زیرا فلسفه وجودی قانون‌گذاری جرائم سیاسی و مطبوعاتی در اصل ۱۶۸ قانون اساسی دایر بر رسیدگی بر اتهامات مجرمان سیاسی و مطبوعاتی با حضور هیئت منصفه در دادگاه‌های عمومی (غیرامنیتی)به دلیل نبود سوءنیت خاص متهم در سلب امنیت و آسایش عمومی است.

این وکیل دادگستری با نگاهی به نوع اعتراضات کارگری توضیح داد: در قضیه کارگران نیز غالب معترضان برای تعیین تکلیف معاش خود و خانواده و آینده شغلی به عملکرد بخشی از دولت در واگذاری کارخانه بدون رعایت مقررات آمره و نیز تعطیلی کارخانه از طرف خریدار بدون توجیه اقتصادی و بازرگانی و اخراج و معلق‌گذاشتن کارگران و تعیین‌نکردن تکلیف شغلی آنان بوده است. مسلما این اقدامات فاقد هرگونه وصف کیفری اعم از جرم عمومی، سیاسی و طریق اولی امنیتی خواهد بود. او افزود: در راستای تکلیف مقرر در اصل هشتم قانون اساسی و ماده هشتم قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر مبنی بر تکلیف شرعی و قانونی همه شهروندان در اعتراض به رفتارهای خلاف قانون مسئولان و کارگزاران محرز است؛ بنابراین با این استدلال نمی‌توان این افراد را با هر عنوان بزهکار دانست.

عطار ادامه داد: فرض دوم این است که بنا بر دلایلی که در تحقیقات مراجع امنیتی و نظارتی مزبور است، این مراجع اعتقاد به امنیتی‌بودن رفتار برخی از این کارگران معترض دارند. حتی اگر ما دلایل نهادهای امنیتی را (با نادیده‌گرفتن دلایل بالا) در امنیتی‌بودن اقدامات این افراد حمل بر صحت بدانیم، باز هم قوانین کیفری ایران اعم از آیین دادرسی کیفری در نحوه برخورد با متهم امنیتی در مرحله تحت نظر، تحقیقات مقدماتی و دادگاه بدوی و مقررات قانون تعزیرات درباره تعیین مجازات مجرمان امنیتی عملکرد دستگاه‌های امنیتی و قضائی رسیدگی‌کننده به پرونده‌های این افراد را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

او در ادامه توضیح داد: به عبارت ساده‌تر درباره این کارگران به نظر می‌رسد رعایت دادرسی منصفانه از قبیل دسترسی متهم به وکیل‌مدافع تحقیقات مطابق اختیار و آزاد، حق سکوت متهم و دیگر اصول آمره در مرحله تحقیقات رعایت نشده و همچنین برخلاف سیاست قانون‌گذار جمهوری اسلامی ایران در قانون مترقی مجازات اسلامی ۱۳۹۲ در لزوم جایگزین‌کردن مجازات‌های سبک و حتی غیر‌کیفری به جای زندان و شلاق قاضی مرحله دادگاه بدوی بدون توجه به این سیاست مترقی قانون اخیرالتصویب مبادرت به صدور احکام سنگین حبس و شلاق برای متهمان کرده است. درحالی‌که سیاست جنایی تقنینی و همچنین سیاست جنایی قضائی کشور پس از تصویب قانون مجازات اسلامی در سال ۹۲ دلالت بر کاهش میزان احکام زندان و شلاق حتی در جرائمی که انتصاب جرم به متهم و دلایل اثباتی آن محکم و محرز است، مغایرت دارد و در همین راستا احکام محکومیت این افراد مورد انتقاد گسترده صاحب‌نظران حقوقی و کیفری وکلا و استادان دانشکده‌های حقوق و برخی از قضات دادگستری قرار گرفته و این انتقاد و نگرانی جامعه حقوقی کشور مورد عنایت و توجه ویژه ریاست محترم قوه قضائیه قرار گرفته است تا ان‌شاءالله پرونده‌های این افراد با رعایت فروض پیش‌گفته بالا به‌ویژه بحث انطباق عملکرد آنان با قانون جرم سیاسی مورد تجدید نظر قرار گرفته و تصمیم شایسته قانون اتخاذ شود.

مسئولان عالی قوه قضائیه به سنگینی این احکام معترف هستند

دکتر حسن کیا، استاد دانشگاه و حقوق‌دان نیز در گفت‌وگو با «شرق» درباره نحوه رسیدگی به پرونده کارگران هفت‌تپه گفت: احکام سنگین صادره علیه برخی فعالان کارگری از منظر حقوقی محل تأمل است؛ به‌ویژه آنکه شخص رئیس قوه قضائیه خواستار تجدید نظر منصفانه در این آرا شدند و سخنگوی قوه نیز سیاست قوه قضائیه در دوره جدید را برخورد شدید با مفسدان اقتصادی و رأفت در برابر متهمان طبقه پایین اعلام کردند. از این اظهارنظرها در بالاترین سطوح قوه قضائیه این‌چنین بر‌می‌آید که حتی در درون قوه نیز به سنگینی این احکام معترف هستند و علت این است که صدور احکام سنگین علیه کارگران که ضعیف‌ترین قشر جامعه هستند، از نظر جامعه نیز مقبول نیست؛ دقیقا برعکس برخورد سنگین و جدی با مفسدان و مختلسان که تحسین مردم را به همراه دارد.

او در ادامه افزود: اعتراضات کارگران که مربوط به مطالبات صنفی آنان و دریافت‌نکردن حقوق معوقه بود، می‌شد با مدیریتی مدبرانه خیلی زود حل‌وفصل شود و به یک بحران تبدیل نشود؛ اما از منظر حقوقی صرف اعتراض و تجمع و اعتصاب جرم نیست و تظاهرات و تجمع وفق اصل ۲۷ قانون اساسی اگر همراه با حمل سلاح نبوده و مخل مبانی اسلام نیز نباشد، آزاد است و در‌این‌باره نیز تا‌جایی‌که مطلعیم، چنین مواردی نبوده است. درباره ادعای برخی بازداشت‌شدگان مبنی بر شکنجه‌شدن در ایام بازداشت نیز، صرف این ادعا جرم نبوده و باید بررسی می‌شد؛ چه بسا مواردی از تخطی از قانون در سطوح پایین‌تر وجود داشته باشد که به کلیت یک سازمان یا نهاد یا حتی نظام و‌ دولت لطمه بزند. این استاد دانشگاه افزود: ضمن اینکه مصادیق شکنجه متعدد است و ممکن است زندانی موردی را شکنجه بداند؛ ولی مأمور آن را مصداق شکنجه نداند، به‌هر‌روی تمام این موارد قابل پیشگیری بود و امنیتی‌شدن یک اعتراض کارگری به صلاح نبود و اکنون نیز گرچه قضات در تصمیمات قضائی خود ملزم به تبعیت از نظر رئیس قوه قضائیه و هیچ مقام دیگری نیستند؛ ولی بهتر است در تجدیدنظر درباره این احکام، محکومان را کارگرانی عاصی از شرایط اقتصادی و غم نان ببینند تا مجرمانی امنیتی، این احکام می‌تواند بی‌دلیل معترضان را به معاندان مبدل کند که مسلما به صلاح نیست و یکی از اهداف اصلی مجازات، اصلاح و بازگرداندن محکوم به جامعه است که باید مد نظر قرار گیرد.

Share