گفتگوی نازنین انصاری با نزار زکا: مردم ایران دست‌بردار نخواهند بود تا به آزادی برسند

کیهان لندن : نازنین انصاری مدیرمسئول کیهان لندن و کیهان لایف اخیرا در گفتگویی با نزار زکا به ‌اعتراضات مردم ایران و لبنان و مواضع اروپاییان پرداخته است.

نزار زکا شهروند لبنانی دارای اجازه اقامت دائم در آمریکا در سفری به ایران توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستگیر شد و نزدیک چهار سال در زندان بسر برد.

نزار زکا در سال ۲۰۱۵ از سوی شهیندخت ملاوردی یکی از معاونان وقت روحانی به یک کنفرانس و نمایشگاه بین‌المللی در تهران دعوت شد تا درباره نقش زنان در توسعه‌ی پایدار سخنرانی کند. اما به زندان افتاد و پس از دست‌کم شش اعتصاب غذا و میانجیگری میشل عون رئیس جمهور لبنان در ژوئن ۲۰۱۹ آزاد شد.

– بگذارید برگردیم به اول ماجرا، لطفا کوتاهی به ما بگویید چگونه با مسائل ایران آشنا شدید و چرا به ایران سفر کردید؟

-من همیشه با سازمان آی‌سی‌تی (اطلاعات و فن‌آوری ارتباطات) ایران همکاری داشتم و نماینده‌ی نایب رئیس سازمان جهانی آی‌سی‌تی بودم و ایران هم یکی از اعضای این نهاد بود. من معمولا از طرف وزارت ارتباطات دعوت می‌‍شدم به ایران، برای اِلِکام و دیگر نمایشگاه‌های تجاری. آخرین بار توسط معاون رئیس‌جمهور در امور زنان، خانم ملاوردی دعوت شدم و بر اساس دعوتنامه‌ی رسمی‌ که از دولت ایران داشتم در آنجا سخنرانی کردم. هنگام بازگشت به فرودگاه، توسط یک ماشین شخصی متوقف شدم. آنها مرا ربودند، به زندان بردند و شروع به تهمت‌ زدن کردند. ماه‌ها بعد فهمیدم در مکانی به نام [زندان] اوین هستم و این «سپاه» بود که مرا دستگیر کرده بود.

-می‌توانم بپرسم برخورد آنها با شما چطور بود؟ آیا شکنجه شدید؟

-در اوین، هرگاه شما جواب ندهید، به نوعی مجازات می‌شوید، چه با شکنجه‌ی روحی و چه فیزیکی، همه‌جور شکنجه، و این اتفاقی است که می‌افتد و کاری نمی‌توان کرد.

-در هفته‌ی گذشته که شاهد اعتراضات در ایران بودیم، سازمان عفو بین‌الملل مرگ بیش از ۱۶۴ نفر را تایید کرد [در زمان انجام این گفتگو] با بیش از هزاران دستگیری؛ با شنیدن این خبر چه فکری به ذهن‌تان خطور کرد؟

-تعجب نکردم، مردم ایران مردم آزادیخواهی هستند و دست‌بردار نخواهند بود تا به آزادی برسند. آنها نیز گروگان هستند، مثل من که گروگان بودم! با خیلی از ایرانی‌ها آشنا شدم، همه زجر می‌کشند، مثل خود من؛ امیدوارم که دنیا هم در کنار این معترضین بایستد چون مردم نجیب و با شهامتی هستند. آنها در مقابل یک رژیم بسیار بی‌رحم ایستاده‌اند، بی‌رحم‌ترین رژیم موجود؛ رژیمی که آرام‌آرام شما را می‌کشد. به همین خاطر امیدوارم دنیا آنان را تنها نگذارد و از حق‌شان دفاع کند؛ امیدوارم این اعتراضات با امنیت و تحت حمایت نهادهای بین‌المللی انجام شود.

-آقای زکا، همانطور که گفتید شما مدافع آزادی اطلاعات و اینترنت هستید. رژیم ایران موفق به قطع بیش از ۱۵۰ ساعت اینترنت شد. همزمان گزارش‌هایی منتشر شد که به توانایی آمریکا در ارائه‌ی اینترنت آزاد و رایگان به ایرانیان اشاره داشتند. نظر شما چیست؟

-این موضوع مهمی است، بستن اینترنت یک عمل جنایی محسوب می‌شود؛ وزیر ارتباطات یکی از عوامل وزارت اطلاعات بوده، یک بازجو بوده و از خیلی‌ها که با من بودند بازجویی می‌کرده است! اکنون او مسئول قطع اینترنت به روی مردم است. دسترسی مردم به شبکه‌های اجتماعی را مسدود می‌کنند در حالی که برای افرادی مانند ظریف این محدودیت وجود ندارد. ظریف فکر می‌کند باهوش‌تر از دیگران است و می‌تواند از اینترنت استفاده کند، خامنه‌ای هم همینطور، ولی مردم عادی نه! نمی‌دانم این تفکر بر چه اساسی است. اینترنت اکنون حکم آب و یا هوا را دارد، کسی نباید حق یا ابزار محدود کردن آن به روی مردم را داشته باشد. باید شبکه‌ای باز برای ارتباط مردم وجود داشته باشد، هیچ فرد یا کشوری نباید حق بستن آن به روی مردم را داشته باشد. من مطمئنم که آمریکا ابزاری برای جبران این محدودیت‌ها دارد، اعتراضات لبنان یا ایران توسط زنان و جوانان کف خیابان صورت گرفته که تحت ظلم هستند. اگر آمریکا کمکی در این زمینه بکند، تبلیغات منفی شدیدی علیه‌اش می‌شود که آنها این اعتراضات را راه ‌انداخته‌اند، پس موقعیت آمریکا خیلی حساس است. در نقطه‌ی مقابل آمریکا می‌تواند در دادگاه‌های بین‌المللی از معترضان دفاع کند، پرونده‌ای از جنایات رژیم باز کند و صدای معترضان را به جهانیان برساند. این مسئله فقط مربوط به آی‌تی‌سی نمی‌شود، درواقع اگر آقای ظریف با این کارهای رژیم و سپاه مخالف است، می‌تواند استعفا بدهد. او هم جزئی از این مشکل است، همه جزئی از این شکنجه و ظلم هستند، آنها مظلوم‌نمایی می‌کنند، در حالی که خودشان ظالم‌اند و این مردم مظلوم نتیجه‌ی ظلم آنهاست.

-شما به فعالیت‌های مرتبط در خارج از ایران اشاره کردید؛ «قدرت مردم» به ویژه در لبنان و عراق و گسترش آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا آنها را نیز مرتبط می‌دانید؟

-من با لبنان و ایران آشنایی دارم و خیلی خوشحالم و افتخار می‌کنم که این دو با هم هستند، نه حزب‌الله و سپاه‌ قدس، بلکه مردم عادی با هم هستند؛ ما حس یکسان داریم، یکسان فکر می‌کنیم، آزادی می‌خواهیم، خرج ما مردم از اینها [عوامل رژیم] جداست، اینها فعالیت تروریستی می‌کنند، ما از اینها متنفریم؛ حزب‌الله نماینده‌ی مردم لبنان نیست، سپاه هم نماینده‌ی مردم ایران نیست. ما مردم هستیم و این انقلاب است. در مورد عراق نمی‌دانم، شناختی ندارم، ولی در لبنان این زنان خانه‌دار و مادران هستند که به خیابان رفته‌اند، آنها خسته شده‌اند، می‌خواهند زندگی آزاد داشته باشند، ما دنبال جنگ و خشونت نیستیم. بعدش چی؟ جنگ در یمن و جاهای دیگر؛ این جوان‌های با هوش برای جنگ در یمن و سوریه استخدام می‌شوند. برای چه؟! ما می‌خواهیم زندگی کنیم، دیگر وقت آن است که لبنانی‌ها و ایرانی‌ها زندگی کنند. چرا جوانان ایرانی که باهوش‌ترین جوانان نوآور در تمام دنیا هستند باید زجر بکشند؟ توجیه منطقی‌ای برای آن نیست بجز اینکه یک رژیم بی‌رحم و دیکتاتور می‌خواهد آنها زجر بکشند؛ دلیل دیگری نیست، به‌خصوص در کشوری مثل ایران! ایرانی بودن نعمتی است اما به یک لعنت تبدیل شده، چرا؟ به چه حقی؟!

-بگذارید درباره موضع اروپا بپرسم. تمام این هفته ایرانیان کشته شدند، سرکوب وحشیانه صورت می‌گرفت ولی اروپاییان ساکت بودند. در آخر هم بیانیه‌ای صادر شد از طرف سخنگوی کمیته‌ی اقدام امور خارجی اروپا جهت حفظ آرامش. اروپا درباره لبنان و مردم لبنان چه رفتاری داشت؟

-وقتی من ۴ سال در اوین بودم، چیزی که برای ما زندانیان بسیار آزاردهنده بود، این بود که خانم موگرینی در مجلس با نماینده‌ها عکس سلفی می‌انداخت! ما گروگان بودیم، شهروندان اروپا گروگان بودند و خانم موگرینی سلفی می‌گرفت! صحنه‌ای که برای ما بسیار تحقیرکننده و دردناک بود. امروز هم همانگونه است، اروپا موضع محکمی ندارد چون آنها نگران مسائل و منافع خودشان هستند مانند موضوع مهاجران؛ برای همین نسبت به حقوق بشر موضع محکمی نمی‌گیرند، پایبند ارزش‌های تولید خودشان نیستند. این ارزش‌ها به همت خودشان ایجاد شده‌ ولی آنها اکنون مدافع‌اش نیستند. ما امیدواریم آمریکا و اروپا از آزادی‌ بیان و حق اعتراض و راهپیمایی در این مناطق دفاع کنند.

-برنامه‌ی بعدی شما چیست؟

-من اهدافم را متوقف نخواهم کرد تا همه‌ی دوستان دربندم آزاد شوند و به خانه‌شان بازگردند. وقتی از اوین آزاد شدم، به دوستانم در سالن ۱۲ بند ۷ قول دادم که به فعالیتم ادامه بدهم تا یکایک‌ آنها به خانواده‌هایشان بازگردند، و این حس بدیست که من آزاد باشم و آنها کماکان در بند! من نیمی از وجودم در کنار آنهاست، انسان‌های بسیار دوست‌داشتنی. هم‌بندان ایرانی من بسیار مهربان و مهمان‌نواز بودند، از من نگهداری کردند، دوست‌داشتنی‌ترین مردم این کره‌ی خاکی هستند. سال‌ها با آنها بودم و کوچک‌ترین دعوایی بین ما نبود.

به همین دلیل بی‌وقفه ادامه خواهم داد تا همگی آزاد شوند، و همچنین لبنانیان در بند. من در اروپا صحبت خواهم کرد، به مبارزاتم ادامه خواهم داد. آرزو دارم روزی به یک ایران آزاد بازگردم و اوین را به خانواده‌ام نشان بدهم. اوین باید تبدیل به یک موزه‌ی عمومی شود، دیگر کسی پا به این مکان جهنمی [به عنوان یک زندان] نگذارد، واقعا جهنم است با مدیریت خود شیطان!

Share