مادر سهراب در مراسم خاکسپاری فرزند شهیدش: من سکوت نخواهم کرد

پيكر شهيد سهراب اعرابي‏ امروز در ميان فريادهاي الله اكبر صدها نفر از مردمي كه براي اعلام همدردي با خانواده وي در مقابل غسالخانه بهشت زهرا گرد هم آمده بودند‏ به خاك سپرده شد.

ماموران وزارت اطلاعات پيش از مراسم خاكسپاري به خانواده اين جوان ۱۹ ساله كه با شليك گلوله به قلبش كشته شده است، اعلام كردند كه مراسم بايد در سكوت برگزار شود و در صورت سر دادن شعار، تمامي حاضران بازداشت خواهند شد و مسئوليت بازداشت‌ها نيز به عهده خانواده اعرابي خواهد بود!.

با اين حال شركت كنندگان در مراسم با فريادهاي الله اكبر و ياحسين گويان درحالي كه يك شاخه گل قرمز در دست داشتند‏، اين جوان ۱۹ ساله را تا آرامگاه ابدي‌اش در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا بدرقه كردند.

هنوز مشخص نيست كه سهراب اعرابي در درگيري‌هايي پس از پايان راهپيمايي ميليوني روز ۲۵ خرداد كه طي آن از يك پايگاه بسيج در ميدان آزادي به سوي تظاهركنندگان تيراندازي شد‏‏ به شهادت رسيده يا پس از دستگیري‏ در زندان اوين كشته شده است.

خانواده اعرابي اطلاعات دقیقی از چگونگی ناپدید شدن سهراب پس از تظاهرات ۲۵خرداد در دست ندارند، اما به آنها گفته شده بود كه فرزندشان در زندان اوين است. در حالي كه خانواده اعرابي در انتظار آزادي سهراب بودند، روز شنبه بيستم تيرماه طي تماسي به آنها اعلام مي‌شود كه به اداره تشخيص هويت مراجعه كنند تا از ميان حدود ۶۰ عكسي كه به آنها نشان دادند، عكس سهراب را شناسايي كنند.

اين در حالي است كه جنازه سهراب اعرابي در روز ۲۹ خرداد به پزشکی قانونی تحویل داده شده بود و مسئولان در تمام اين مدت خانواده وي را سردرگم كرده بودند.

مادر سهراب اعرابي كه از اعضاي گروه مادران صلح است، امروز در مراسم خاكسپاري فرزندش درحالي كه به شدت متاثر بود، فرياد مي‌كشيد: من سكوت نخواهم كرد… آنها در تمام اين روزها مرا بازي دادند… پسر من كشته شده بود و به من نمي‌گفتند… .

خانواده سهراب، به ويژه مادر او، از روز ۲۵ خرداد برای يافتن وی به همه ارگان‌ها مراجعه كرده و تنها پاسخي كه دريافت كرده بودند‏، اين بود كه سهراب در زندان اوين است.

در پايان مراسم خاكسپاري اين شهيد ۱۹ ساله يكي از اعضاي خانواده او اعلام كرد كه مراسم ديگري برگزار نخواهد شد و تمامي هزينه‌ها صرف امور خيريه مي شود

—————————————————————————————————————————————-

پیکر سهراب اعرابی به خاک سپرده شد

دوچه وله : سهراب اعرابی، جوان نوزده ساله‌ای که به نتیجه‌ی انتخابات ریاست جمهوری اعتراض داشت، ۲۸ روز پس از اصابت گلوله به سینه‌اش، روز دوشنبه بیست و دوم تیرماه در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

ساعت ۱۰ صبح. غسالخانه‌ی بهشت زهرا. جمعیت زیادی جمع شده‌اند. فعالان زنان. فعالان اجتماعی. مادران صلح. مادران داغدار و خانواده‌های اعرابی و فهیمی. پیکری که در غسالخانه است اینبار متعلق به جوان نوزده ساله‌ای است که معتقد بود رأیش دزدیده شده است. سهراب اعرابی روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ یکی از آن سه میلیون نفری بود که از میدان انقلاب تا میدان آزادی در سکوت راهپیمایی کردند تا بگویند به نتیجه‌ی اعلام‌شده‌ی انتخابات اعتراض دارند. هیچ شعاری داده نمی‌شد. تنها علامت پیروزی دستها بود و پرچم‌های سبز. اما در میدان آزادی ورق برگشت. ساختمان پایگاه بسیج مقداد، سنگرگاه کسانی بود که به شهادت فیلمها و عکسها از روی بام به طرف مردم تیراندازی کردند. به گفته‌ی نیروی انتظامی هفت نفر در جریان این تیراندازی کشته شدند. سهراب اعرابی یکی از این هفت نفر بود.

خدیجه مقدم، یکی از مادران صلح و از دوستان مادر سهراب، می‌گوید: «روز بیست و پنج خرداد در راهپیمایی آرام و صلح‌آمیزی که از میدان انقلاب تا میدان آزادی بود، وقتی از پایگاه بسیج مقداد به طرف مردم تیراندازی کردند، خود خبرگزاری‌های رسمی دولتی ایران اعلام کردند که هفت نفر کشته شدند، سهراب جزو آن هفت نفر بوده. یعنی بیست و پنج خرداد ماه تیر به قفسه‌ی سینه‌اش می‌خورد و بیست و هشت خرداد تاریخ فوت او را دادند و بیست و نه خرداد تاریخی است که به پزشکی قانونی کهریزک تحویل داده شده. و ما نمی‌دانیم که این سه چهار روز او اصلا کجا بوده. شواهد روی بدنش نشان می‌دهد که پزشکان سعی کرده‌اند که نجاتش بدهند. شاید در اغماء بوده، ما هیچ اطلاعی نداریم. همه‌ی این صحبت‌ها حدس‌ها و گمان‌هایی‌ست که زده می‌شود. ولی به نظر می‌آید که کمک شده بود تا نجات پیدا بکند ولی متاسفانه نجات پیدا نکرد.»

خانواده در پی یافتن عزیز ناپدیدشده

از ۲۵ خرداد تا بیستم تیرماه مادر سهراب و برادرش به تمام دادسراها و بازداشتگاه‌ها سر می‌زنند، بیمارستان‌ها و پزشکی قانونی هم حتی از قلم نیفتادند، اما هیچ پاسخی نمی‌گیرند. تنها یک بار منشی قاضی مرتضوی، دادستان تهران، به طور شفاهی به آنها می‌گوید که سهراب اعرابی در اوین است. کسانی که در این مدت به اوین رفته‌اند، خوب به یاد دارند چهره‌ی نگران و ملتمس مادری را که عکس پسرش را به آنها نشان می‌داده تا از زنده بودنش خبردار شود. پروین فهیمی، مادر سهراب، ۲۶ روز مقابل اوین بود و در تمام آن روزها پسرش در سردخانه‌ی پزشکی قانونی کهریزک آرام خفته بود.

سهراب امسال کنکور داشت. قبل از روز امتحان اعلام کردند که کنکوری‌ها را آزاد می‌کنند. مادر یکبار دیگر امیدوار شد. به دادگاه انقلاب رفت. به اوین رفت. به دفتر قاضی حداد و مرتضوی رفت، اما هیچ خبری از پسرش نشد. روز کنکور، مادر دلسوز زحمات یک ساله‌ی پسرش بود، اما امیدوار که سال دیگری هم هست. آن روز سهراب در سردخانه‌ی پزشکی قانونی کهریزک آرام خفته بود.

روز شنبه بیستم تیرماه یکبار دیگر مادر و برادر سهراب به دادگاه انقلاب می‌روند. آنجا یکی از کارمندان به آنها می‌گوید، به آگاهی شاهپور بروید. و در آگاهی شاهپور انتظار ۲۸ روزه‌ی مادر به سر می‌آید. تعدادی عکس. همه آرام خوابیده‌اند. و دوازدهمین آنها سهراب است.

در مراسم خاکسپاری

روز دوشنبه بیست و دوم تیرماه پیکر سهراب به خاک سپرده شد. خدیجه مقدم می‌گوید: «امروز ساعت ده صبح پیکر پاک سهراب اعرابی، فرزند عزیزمان، با صدای ضجه‌های مادرش، مادربزرگش و همه‌ی مادرهایی که شرکت داشتند، همه‌ی زنهایی که شرکت داشتند و مردهایی که با صدای بلند ضجه می‌زدند، در قطعه‌ی ۲۵۷ بهشت زهرا تشییع شد.»

خدیجه مقدم می‌افزاید، اجازه‌ی صحبت به هیچکس داده نشد، حتی به دوست صمیمی سهراب، «مادر سهراب بدون بلندگو چند دقیقه‌ای صحبت کرد و گفت که من وقتی سرگردان و آواره بودم و دنبال بچه‌ام می‌گشتم، بچه‌ی من کشته شده بود، بچه‌ی من را کشتند. مادربزرگش دائما فریاد

می‌زد که بچه‌ی من را کشتند».

و میهمانان ناخوانده نیز، چون همیشه حاضر بودند. خدیجه مقدم می‌گوید: «نیروهای امنیتی حضور داشتند البته با لباس نظامی نبودند، با لباس شخصی بودند. همه قاطی جمعیت بودند. و حتی من فکر می‌کنم در بین ما زنها هم نیروهای لباس شخصی زن بود. حتا شعارهای الله اکبر یا حسین را هم تحمل نمی‌کردند و به خانواده‌ی اعرابی و خانواده‌ی فهیمی گفته بودند که اگر کسی شعار بدهد، ما افراد را دستگیر می‌کنیم.»

دوشنبه ساعت ۹ شب دوستان و آشنایان سهراب در خانه‌ی او گرد هم می‌آیند تا برایش شمعی روشن کنند. مادران صلح و مادران عزادار نیز می‌روند تا به پروین فهیمی بگویند که تو تنها مادر داغدار این سرزمین نیستی. اولین نبودی و آخرین نیز نخواهی بود.

نوینسده: میترا شجاعی

تحریریه: کیواندخت قهاری

———————————————————————————————————————————–

فریبا هادی‌زاده: ابهامات مرگ سهراب را پیگیری خواهیم کرد

خبرگزاری هرانا : سهراب اعرابی جوان ۱۹ ساله‌یی است که خبر مرگ او با تاخیر و با ابهامات زیادی پخش شد. با فریبا هادی‌زاده دخترعمه‌ي وی تماس گرفتیم. صدای‌اش بغض‌آلود بودو روشن بود که بسیار گریسته است. در طول گفت‌وگوی‌مان بسیار هرگاه نام سهراب را می‌گفتم یا می‌شنید بغض می‌کرد. آخر سر هم نتوانست بر اشک راه ببندد و … شرایط روحی خوبی نداشت، برای همین سعی کردیم گفت‌وگو را کوتاه کنیم تا فرصتی بهتر

• چه زمانی از مرگ سهراب باخبر شدید؟

الان چون در شرایط بدی هستم دقیق خاطرم نیست، ولی فکر کنم اولین بار صبح سه روز پیش بود که ما از مرگ سهراب با خبر شدیم. قبل از آن مادر سهراب و بستگان دیگر در تهران به همه جا مراجعه کرده بودند، اما نشانی از او نیافته بودیم. برای ما سوال‌های زیادی مطرح است. اگر سهراب در همان روز ۲۵ خرداد کشته شده است چرا پیکر او را ۲۹ خرداد به پزشکی قانونی تحویل داده‌اند.

• در مورد مرگ سهراب ابهام‌هایی وجود دارد، مثل این‌که اگر بر اثر تیراندازی کشته شده است، چرا نام‌اش در میان زندانیان ذکر شده بود و چرا دادگاه قرار کفالت را از خانواده‌ی او قبول کرده است…

ابهام‌های زیادی در مورد مرگ سهراب‌ وجود دارد، از طرفی می‌گویند که بر اثراصابت دو یا سه گلوله کشته شده، که نمی‌تواند صحیح باشد، چون در آن جمعیت، اگر گلوله‌ی اول به قلب او اصابت کرده باشد، گلوله‌ی دوم و یا سوم که می‌گویند به سر او برخورد کرده بی‌معنا می‌شود و از طرفی برای ما و خانواده‌‌اش این سوال مطرح است که چرا نام او در میان زندانیان ذکر شده بود و چرا قرار کفالت را که توسط دایی ایشان گذاشته شد را دادگاه قبول کرده است وقتی که سهرابی وجود ندارد و او مرده است. به طور معمول کفالت را برای کسی قبول می‌کنند که زنده است.

• پی‌گیری‌ها در مورد این ابهام‌ها به کجا رسیده است؟

در این روزها که درگیر مراسم تدفین سهراب بوده‌ایم، اما این مساله‌یی است که قطعا نیاز به رسیده‌گی دارد و در اولین فرصت به آن رسیده‌گی خواهیم کرد.

• از جانب نیروهای امنیتی تماسی با خانواده‌ی سهراب مبنی بر برگزار نکردن مراسم و یا موارد دیگر گرفته شده بود؟

صددرصد این اتفاق افتاده است. در ابتدا زمانی که خبر کشته شدن سهراب پخش شد، نیروهای امنیتی با برقراری تماس با خانوداه‌ی سهراب خواستند تا خبرهای منتشر شده را از روی سایت‌ها جمع کنند تا جنازه را تحویل‌شان دهند، که در مواردی هم این اتفاق رخ داد و برخی خبرها از روی سایت برداشته شد، اما تمام ترس و نگرانی ما از این بود که پس از گسترش خبر در سطح جهانی جنازه را تحویل ندهند، اما خوش‌بختانه جنازه را تحویل دادند.

• با توجه به این‌که شما در خارج از ایران زنده‌گی می‌کنید، چه‌گونه می‌توانستید خبرهای سهراب را از خانواده بگیرید؟

این کار برای ما بسیار سخت بود، به دلیل این‌که وقتی می‌خواستیم حتا از حال سهراب باخبر شویم، خط‌های تلفن کنترل بود و نمی‌توانستیم به راحتی با خانواده‌ صحبت کنیم.

• و در مورد برگزاری مراسم تدفین سهراب امروز

تعداد زیادی از نیروهای لباس شخصی در میان تشییع کننده‌گان حضور داشتند. البته لازم به ذکر است که پیش از برگزاری مراسم، به شدت به خانواده‌ی سهراب هشدار دادند که از مردم بخواهند تا از سردادن هرگونه شعاری خودداری کنند و گرنه برخورد امنیتی رخ می‌دهد.

• در کل مراسم تشییع جنازه‌ی سهراب چه‌گونه برگزار شد؟

این مراسم با حضور گسترده‌ی مردم همراه بود، نیروی انتظامی حضور نداشت اما به دلیل حضور نیروهای لباس شخصی این مراسم پس از خاک‌سپاری در آن‌جا به پایان رسید اما مردم برای عزاداری و هم‌دردی با خانواده‌ی سهراب، پس از تدفین، به خانه‌ی سهراب رفتند و در آن جا مراسم را ادامه دادند.

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *